متعدّدى در اين زمينه وجود دارد . بنابراين ، اگر ادّعاى عدم الوجدان كنيد مىگوييم : عدم الوجدان لا يدلّ على عدم الوجود و اگر ادّعاى عدم الوجود كنيد مىگوييم : اين ، ادّعاى بزرگى است و تتبّع زيادى لازم دارد و پذيرفتن آن بعيد است . اشكال سوّم بر محقّق نائينى رحمه الله : ايشان فرمودند : « رواياتى كه از حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله از طريق ائمّه عليهم السلام به ما رسيده است ، چون ائمّه عليهم السلام جزء متشرّعه مىباشند ، مثل اين است كه خود ائمّه عليهم السلام اين الفاظ را بيان فرموده باشند . و چون الفاظى كه در لسان ائمّه عليهم السلام به كار برده مىشود در معانى جديد استعمال مىشود ، الفاظى نيز كه از پيامبر صلى الله عليه و آله توسّط ائمّه عليهم السلام نقل مىشود بر معانى جديد حمل مىشود » . ما مىگوييم : اگر خود ائمّه عليهم السلام اين الفاظ را استعمال كنند ، استعمالات آنان مثل استعمالات ساير متشرّعه - بر معانى جديد حمل مىشود و حرف شما درست است ولى اگر زراره از امام صادق عليه السلام روايت كند كه حضرت فرمود : قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : « صلّ عند رؤية الهلال » ، در اين صورت روى چه ملاكى « صلّ » را بر معناى اصطلاحى نزد متشرّعه حمل كنيم ؟ امام صادق عليه السلام در ارتباط با نقل اين روايت ، حكم يك راوى را دارد ، يك راوىِ معلوم الصّدق كه امكان اشتباه و خطا و كذب در كلامش وجود ندارد . ولى امام صادق عليه السلام در اينجا چيزى از خود اضافه نكرده است ، بلكه فقط بهعنوان راوى ، اين جمله را از حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است . اگر همين روايت را سلمان يا ابو ذر نقل مىكرد « صلّ » را بر چه معنايى حمل مىكرديم ؟ روشن است كه بر معناى زمان حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله حمل مىكرديم . بلى در بعضى موارد ، ائمّه عليهم السلام روايت نبوى را نقل به معنا مىكنند ، « 1 » در نقل به معنا ، اصطلاحِ ناقل مطرح است زيرا اين راوى ، اين الفاظ را به كار برده و بايد اصطلاح راوى ملاحظه شود . همينطور گاهى از اوقات نيز روايت نبوى مورد تفسير امام عليه السلام قرار مىگيرد ، در اين صورت ، همان تفسير امام عليه السلام بهعنوان ملاك مطرح است و اصطلاح
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 556
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٥٦
هامش
( 1 ) - نقل به معنا ، مانعى ندارد مخصوصاً اگر ناقل ، امام معصوم باشد .