تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
ذكر شده است :

دليل اوّل : مشهور عقيده دارند : « موضوع علم بايد واحد باشد »

، كه در صورت تمام بودن اين دليل ، هم اصل احتياج علوم به موضوع ثابت مىشود و هم اعتبار وحدت موضوع . دليل مشهور داراى دو مقدّمه است : 1 - هر علمى داراى غرض واحد است ، مثلًا غرض علم نحو ، حفظ لسان از خطاى در گفتار است . غرض علم اصول ، قدرت پيدا كردن بر استنباط احكام الهى است . 2 - بر اساس قاعدهء فلسفى « الواحد لا يصدر إلّا من الواحد » ، « 1 » شىء واحد و اثر واحد بايد از امر واحد و علت واحدى صادر شود ، و دو شىء متباين كه هيچ جهت اشتراكى ندارند نمىتوانند داراى اثر واحدى باشند . مثال : وقتى شما ملاحظه مىكنيد كه شمس در حرارت تأثير مىگذارد و نار هم در حرارت تأثير مىگذارد ، معلوم مىشود كه بين شمس و نار ، يك جهت جامع و قدر مشتركى وجود دارد و اگر بين اين دو ، هيچ جهت مشتركى وجود نداشته باشد ، معنا ندارد كه هر دوى آنها در يك شىء تأثير كنند . مگر اينكه بگوييد : بين حرارتهاى آن دو ، تباين وجود دارد . ولى اگر حرارت را شىء واحدى قرار داديد ، حتماً بايد در اينجا ، مؤثر در حرارت را همان قدر مشترك فرض كنيد . به بيان ديگر : اگر شما يك حرارت شخصى - مثل حرارت ماء موجود در ظرف خاص - را در نظر بگيريد ، نمىتوانيد بگوييد : اين حرارت خاصّ ، هم معلول شمس و هم معلول نار است ، به‌گونه‌اى كه هريك از شمس و نار - به‌طور مستقل - اين حرارت را ايجاد كرده باشند . چنين چيزى ممكن نيست . البته اگر نار نبود ، شمس ، استقلال در

هامش
( 1 ) - اين قاعده داراى طرف ديگرى نيز هست و آن « الواحد لا يصدر منه إلّا الواحد » است قاعدهء فوق در فلسفه به « قاعدهء الواحد » مشهور است . رجوع شود به : الحكمة المتعالية ، ج 2 ، ص 204 - 209