تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
مىگوييد : ما اجمالًا معناى خصوصيت رجوليت را براى « رجل » فرض مىكنيم كه مردّد بين حقيقت و مجاز است ولى مىبينيم اين معنا انطباق بر زيد پيدا مىكند ، چون اين معنا در زيد وجود دارد بعد مىبينيم كه معناى « رجل » بر عَمرو و بكر و ساير افرادى كه اين خصوصيت در آنان وجود دارد ، تطبيق مىكند . در اين صورت ما اشكالى - شبيه آن اشكال كه در مورد صحّت حمل مطرح كرديم - مطرح كرده و مىگوييم : شما در رابطه با معناى حقيقى « رجل » ، نه تبادرى داريد و نه يك معناى معلوم بالتفصيل . اگر معناى مردّدى - كه نمىدانيم حقيقت است يا مجاز ؟ - بر تمام كسانى كه آن معنا و خصوصيت در آنان وجود دارد تطبيق كند از كجا مىفهميم كه آن معنا ، معناى حقيقى رجل است ؟ اگر ما مسألهء تبادر و عدم صحّت سلب را ناديده بگيريم و بگوييم : هيچ علامتى غير از نفس همين معنا در اينجا وجود ندارد راهى براى تشخيص حقيقى بودن اين معنا نخواهيم داشت . اگر ما يك معناى مجازى را فرض كنيم كه در « زيد » و « عَمرو » و « بكر » وجود دارد آيا صحّت اطلاق اين معنا بر جميع افراد ، دليل بر حقيقى بودن اين معنا خواهد بود ؟ اگر قبلًا صحّت اطلاق را به دست آورده‌ايد نيازى به اطّراد نيست زيرا ما قبلًا اين معنا را به دست آورده‌ايم ، در غير اين صورت ، هيچ جهتى براى ما روشن نيست . درحقيقت ، شبيه صنف علاقه مىشود ، همان گونه كه در صنف علاقه گفته شد اطّراد تحقّق دارد اينجا هم همين‌طور است . انطباق بر افرادى كه آن معنا در آنان تحقّق دارد دليل بر حقيقى بودن معنا نيست . بيان ديگرى در ارتباط با اشكال : ايشان فرمود : وقتى كلمهء « رجل » - با معناى مردّد بين حقيقى و مجازى - را بر « زيد » اطلاق مىكنيم - به خاطر خصوصيت رجوليت - مىبينيم هرجا اين خصوصيت وجود داشته باشد اطلاق كلمهء « رجل » صحيح است . سؤال مىكنيم : اين صحّت اطلاق را از كجا به دست آورده‌ايد ؟ ما در مورد « زيدٌ رجلٌ » مناقشه‌اى نداريم ولى صحّت اطلاق و حمل در « عمروٌ رجلٌ » را از كجا