پدر سؤال شود هدف شما از اينكه اسم « زيد » را براى فرزندتان وضع كرديد چيست ؟
آيا هدف بيش از اين است كه اين لفظ ، دلالت بر اين معنا داشته باشد ؟ آيا بيش از اين است كه اگر اين لفظ نبود ما ناچار بوديم با اشارهء عمليه ، آن مدلول را معرفى كنيم ؟ آيا در اشارهء عمليه ، مقتضاى اشاره چقدر است ؟ آيا در اشارهء عمليه عنوان اراده و مراد تحقّق دارد يا مجرّد نشان دادن و دلالت عمليّه است ؟ در اينجا دلالت عمليّه در قالب وضع در باب الفاظ مطرح شده است ، آيا الفاظ بر معنايى بيش از آنچه كه اشارهء عمليه برآن دلالت مىكند ، دلالت دارند ؟ خير ، بلكه براى تسهيل و سهولت آمدهاند علامتى براى معنا قرار دادهاند و در علامت و دلالت ، مسألهء ارادهء نقشى ندارد . بنابراين ، آنچه مستدل مىگفت كه « اراده در هدف وضع دخالت دارد و اين اراده ، در باب وضع ايجاد تضيّق مىكند » ، مورد قبول نيست ، هدف واضع ، مجرّد دلالت و حكايت و مجرّد جايگزينى لفظ نسبت به اشارهء عمليه است و همان نقشى را كه اشارهء عمليّه ايفا مىكرد ، لفظ و وضع هم همان نقش را ايفا مىكند و هدف واضع ، بيش از اين نخواهد بود . ثانياً : برفرض كه دخالت اراده را بپذيريم و بگوييم : « چون اراده در علت غايى نقش دارد ، در معلول هم - كه عبارت از وضع است - تضيّقى بهوجود مىآيد و اين تضيّق ، در رابطه با اراده است » . ولى آيا اگر از ناحيهء دخالت اراده در علت غايى ، تضيّقى در ناحيه وضع پيدا شود ، مدّعاى شما ثابت شده است ؟ خير ، ممكن است ما قائل به تضيّق شويم ولى حرف شما را نزنيم ، زيرا شما در ادّعاى خودتان يك معناى خاصّ را ادّعا كرديد . شما نمىگفتيد : اراده دخالت دارد ، بلكه مىگفتيد : اراده ، در موضوع له دخالت دارد ، يا بهصورت جزئيت و يا بهصورت شرطيت و قيديت . ولى دليلى كه اقامه كرديد اين معنا را اثبات مىكند كه وضع ، معلولِ علت غايى است و در علت غايى ، اراده مطرح است پس وضع هم تضيّقى در رابطه با اراده دارد . ولى آيا نحوهء اين تضيّق به چه صورت است ؟ آيا اراده بهصورت جزئيت در موضوع له دخالت دارد ؟ يا بهصورت شرطيت ؟ يا اينكه تضيّق به اين صورت است كه
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 462
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٦٢