تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
صاحب كتاب « وقاية الأذهان » در ادامه مىفرمايد : برفرض كه مشهور بتوانند كلام خود را در مورد مجاز مفرد توجيه كنند ولى در مورد مجاز مركّب نمىتوانند توجيه كنند : توضيح اينكه : مجاز بر سه قسم است : 1 - مجاز در مفرد : مثل استعمال « اسد » در « رجل شجاع » . 2 - مجاز در اسناد : و آن در جايى است كه در كلمات ، مجازيتى به كار برده نشده است ولى در اسناد بين اين كلمات ، مجازيت به كار برده شده است ، مثل : أنبت الربيع البقلَ . در اينجا در كلمهء « أنبت » و « الرّبيع » مجازيت نيست ولى اسناد « أنبت » به « الربيع » مجاز است زيرا مسند اليه حقيقى در مورد إنبات ، خداوند است و إنبات ، از ربيع - بما هو ربيع - صادر نمىشود . پس در اينجا فعلى كه مربوط به خداوند است به ربيع اسناد داده شده است . 3 - مجاز مركّب : يعنى جمله‌اى گفته شود و از آن جمله يك معناى مجازى اراده شود ، مثل اينكه انسان به كسى كه در كارى ترديد دارد بگويد : « أراكَ تُقَدِّمُ رِجْلًا و تُؤخِّرُ اخرى » ، يعنى مىبينم يك قدم جلو مىگذارى و يك قدم عقب مىگذارى . اين جمله ، مجازاً در تحيّر و ترديد استعمال مىشود . در اينجا از مشهور سؤال مىكنيم : شما كه مىگوييد : جملهء « أراكَ تُقَدِّمُ رجلًا و تُؤخِّرُ اخرى » در معناى مجازى استعمال مىشود ، اين استعمال چگونه است ؟ بدون شك ، اين جمله ، وضع جداگانه‌اى ندارد بلكه كلمات آن به‌طور مستقل وضع شده‌اند . آيا « أراك » و « تُقَدِّمُ » و « رِجل » و « تُؤَخِّرُ » در غير معناى موضوع له خود استعمال شده‌اند ؟ شما ( مشهور ) چگونه مجاز مركّب را توجيه مىكنيد ؟ مگر اين مركب معناى حقيقى دارد ؟ آن‌هم با توجّه به اينكه نمىگويد : « أراكَ مثلَ رَجُلٍ تُقَدِّمُ رِجْلًا و تُؤخِّرُ اخرى » ، بلكه مىگويد خودت چنين كارى را انجام مىدهى در حالى كه معناى حقيقى آن واقعيت ندارد زيرا اين شخص در خارج چنين كارى را انجام نمىدهد . ولى روى بيان صاحب كتاب « وقاية الأذهان » ، گفته مىشود : جملهء فوق به ارادهء