تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
استعماليه در همان معناى مطابقى خود به كار برده شده است ولى ارادهء جدّى ، عبارت از تحيّر و تردّد است و به تعبير ديگر : ادّعا مىكنيم تحيّر و تردّد يكى از مصاديق « تَقَدُّم رِجل و تَأَخُّر رِجل ديگر » است . از بيانات گذشته معلوم مىگردد كه بنا بر حرف مشهور ، همان گونه كه مجاز مركّب توجيهى ندارد ، مجاز در اسناد هم توجيه ندارد . « 1 »

فرق بين كلام صاحب « وقاية الأذهان » و كلام سكّاكى

فرق ميان كلام ايشان و كلام سكّاكى در سه جهت است : 1 - كلام سكّاكى فقط در مورد استعاره است ولى كلام ايشان در رابطه با تمام مجازات است . 2 - كلام سكّاكى نياز به توجيه داشت - اگرچه توجيه بر خلاف ظاهر بود « 2 » - ولى كلام ايشان به توجيه نياز ندارد ، زيرا ايشان مسألهء كلّيت و فرديّت را مطرح نكرد تا به توجيه نياز داشته باشد ، بلكه فرمود : لفظ در معناى حقيقى خودش استعمال شده و ارادهء استعمالى به همان معناى حقيقى تعلّق گرفته ولى ارادهء جدّى به معناى مجازى تعلّق گرفته است . خواه آن معناى حقيقى ، كلّى باشد يا مثل اعلام شخصيه جزئى باشد و

هامش
( 1 ) - وقاية الأذهان : ص 101 - 135
( 2 ) - يادآورى : ظاهر كلام سكّاكى اين بود كه « اسد » - كه براى كلّى حيوان مفترس وضع شده است - در يك رجل شجاع خاص استعمال مىشود . و ما گفتيم : اگر اسد براى كلّى حيوان مفترس وضع شده باشد و بخواهيم آن را در اسد خاص استعمال كنيم ، اين استعمال ، استعمال در غير ماوضع‌له است چه رسد كه بخواهيم اسد كلّى را در رجل شجاع خاص - كه فرد براى عنوان و ماهيت ديگر است - به كار ببريم . به‌همين‌جهت ناچار شديم كلام ايشان را توجيه كرده و بگوييم : اسد در معناى كلّى خود استعمال شده ولى ادّعا كرده‌ايم كه رجل شجاع خاص يكى از افراد حقيقى اسد است . در باب أعلام شخصيّه نيز گفتيم : مسألهء « فرديّت ادّعايى » صحيح نيست ، زيرا أعلام شخصيّه براى معناى كلّى وضع نشده‌اند تا بتوان براى آنها فرد ادّعايى درست كرد . بنابراين ناچاريم كلام سكّاكى را توجيه كرده و به‌جاى « فرديت ادّعايى » عنوان « عينيت ادّعايى » را قرار دهيم .