تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
خواه در فرد خاص و خواه در كلّى رجل شجاع استعمال كنيم . مراد جدّى ، معناى مجازى و مراد استعمالى ، معناى حقيقى است . و در رابطه با معناى حقيقى و معناى مجازى ، گاهى ادّعاى فرديت و گاهى ادّعاى عينيت مطرح است . 3 - بنا بر نظر سكّاكى بايد قبل از استعمال ، مسألهء ادّعاى فرديت تحقّق پيدا كند ، سپس با تكيه برآن ادّعا ، لفظ اسد را به‌طور مستقيم در رجل شجاع خاص استعمال كنيم ولى طبق بيان صاحب كتاب « وقاية الأذهان » لازم نيست اين ادّعا قبل از استعمال باشد زيرا طبق بيان ايشان ، ابتدا به ارادهء استعماليه ، لفظ در معناى حقيقى خودش استعمال مىشود . و ارادهء جدّيه در طول ارادهء استعماليه است و ما مىتوانيم همان‌جا كه نوبت به ارادهء جدّيه رسيد مسألهء ادّعا را پياده كنيم .

مؤيّدات كلام صاحب « وقاية الأذهان »

كلام ايشان ، داراى دو مؤيّد است : مؤيّد اوّل : با بررسى دو عنوانِ « حقيقت » و « مجاز » ، درمىيابيم كه اطلاق اين دو عنوان روى حساب بوده است . « حقيقت » از كلمهء « حقّ » - به معناى امر ثابت - و « مجاز » از كلمهء جواز - به معناى عبور - است . « مجاز » يعنى محلّ عبور و گذر . أمير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد : « إنَّما الدُّنيا دارُ مَجَازٍ و الآخرةُ دارُ قَرارٍ » ، « 1 » يعنى دنيا عالمى است كه جاى توقّف نيست ، بلكه محلّ عبور است و بايد از آن عبور كرد و آخرت عالمى است كه محلّ ثبوت و استقرار است . حال اگر ما استعمال مجازى را به معناى مشهور - يعنى استعمال لفظ در غير ماوضع‌له - بدانيم ، چه عبورى در معناى مجازى مطرح است ؟ وقتى اسد را به‌جاى استعمال در حيوان مفترس ، به‌طور مستقيم در رجل شجاع استعمال كنيم ، فرقى بين استعمال اسد در حيوان مفترس و استعمال آن در رجل شجاع وجود ندارد . و در معناى مجازى ، عنوان عبور تحقّق ندارد .

هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغهء صبحى صالح ، ص 320 ، خطبهء 203