خارج مىكند ؟ آيا مىگويد زيد در « أكرم كلَّ عالمٍ » داخل نبوده و ارادهء استعمالى به آن تعلّق نگرفته است ؟ خير ، اينطور نيست ، زيد الآن هم داخل در « أكرم كلَّ عالمٍ » است ، ولى ارادهء جدّى مولا به اين تعلّق گرفته كه علماى غير زيد ، واجب الإكرام هستند و اكرام زيد ، واجب نيست . حال كه چنين است ، چرا بگوييم : تخصيص ، مستلزم مجازيت است ؟
ما كه لفظ « أكرم كلَّ عالمٍ » را در غير ماوضعله خودش استعمال نكردهايم . قانون - از نظر ارادهء استعمالى - از اوّل ، عموميت داشته و الآن هم عموميت دارد . از اينجا به يك ضابطهء كلّى پى مىبريم و آن اين است كه اراده بر دو قسم است :
اراده استعماليه و ارادهء جدّيه ، و ممكن است بين اين دو اراده مخالفت تحقق داشته باشد . ارادهء استعماليه ، به « اكرام همهء علما » و ارادهء جدّيه به « اكرام علماى غير زيد » تعلّق دارد . پس از بيان مقدّمهء فوق ، به سراغ اصل كلام صاحب كتاب « وقاية الأذهان » مىرويم : ايشان مىفرمايد : ما همين بحث را - كه در عام و خاص مطرح شد - در مورد مجاز مطرح مىكنيم و مىگوييم : لفظى كه به صورت مجاز استعمال مىشود - چه مجاز استعارهاى و چه غير آن - بر حسب ارادهء استعماليه ، در همان معناى خودش استعمال مىشود ولى بر حسب ارادهء جدّيه ، در معناى مجازى استعمال مىشود . « اسد » بر حسب ارادهء استعماليه در « حيوان مفترس » و بر حسب ارادهء جدّيه در « رجل شجاع » استعمال شده است ولى آيا ارتباط « اسد » و « رجل شجاع » چگونه است ؟ صاحب كتاب « وقاية الأذهان » در اين زمينه كلامى شبيه كلام سكّاكى دارد و مىفرمايد : در اينجا با ادّعا مىگوييم : « رجل شجاع » ، مصداق و فرد براى معناى مراد به ارادهء
استعماليه - يعنى « حيوان مفترس » است . و اين مطلب نه تنها در « اسد » و « رجل شجاع » - كه علاقهء آن مشابهت است - جارى مىشود بلكه در ساير علايق مجازيه هم
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 420
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٢٠