تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
توجيه كلام سكّاكى : براى دفع اشكال فوق ، ناچاريم كلام سكّاكى را توجيه كرده و بگوييم : ما « اسد » را در معنا و مفهوم كلّى خودش استعمال مىكنيم و به هيچ عنوان از دايرهء وضع بيرون نمىآييم ولى در كنار اين استعمال ، ادّعا مىكنيم كه « زيد » هم از افراد اين ماهيت كلّى است . و به عبارت ديگر : لفظ « اسد » در معناى كلّى خود استعمال شده نه در زيد ، ولى اين عنوان كلّى - به كمك ادّعاء - بر يك فرد تطبيق داده شده است . البته اين توجيه ، خلاف ظاهر كلام سكّاكى است ولى براى دفع اشكال از كلام ايشان ناگزير از چنين توجيهى هستيم . اشكال دوّم : هرچند ما در مورد اسماء اجناس - مثل لفظ اسد - اشكال را حل كرديم ولى در رابطه با اعلام شخصيّه اشكال باقى است ، زيرا اعلام شخصيّه براى معناى كلّى وضع نشده‌اند تا بتوان براى آنها مصداق ادّعايى درست كرد ، مثلًا لفظ « حاتم » را كه از ابتدا براى شخص خاصى وضع شده است چگونه در ديگران به‌صورت استعاره به كار مىبريد ؟ توجيه كلام سكّاكى : براى دفع اشكال فوق ، ناچاريم توجيه ديگرى در كلام سكّاكى مرتكب شويم و بگوييم : در مورد اعلام شخصيّه به‌جاى « فرديت ادعائيّه » بايد « عينيّت ادّعائيّه » بگذاريم . « عينيّت ادّعائيّه » به اين معناست كه وقتى « زيد » در جود و سخاوت به حدّ بالايى رسيده است به او كلمهء « حاتم » را اطلاق كنيم به اين كيفيت كه « حاتم » را در معناى خودش استعمال كرده ولى ادّعا مىكنيم « زيد ، همان حاتم است » . و كسى خيال نكند « حاتم » در يك معناى كلّى استعمال شده است چون اگر در معناى كلّى استعمال شده بود بايد ملتزم شويم كه استعمال آن از ابتداى امر ، استعمال در غير ماوضع‌له بوده است زيرا ما مشاهده مىكنيم « حاتم » در شخص استعمال مىشود ، پس از اوّل براى شخص استعمال شده است نه بر معناى كلّى . در نتيجه راهى جز ادّعاى عينيّت نداريم . مثل اطلاق « بو على » بر كسى كه در فلسفه مهارت دارد . در اينجا نيز ادّعاى عينيّت مطرح است نه اينكه گفته شود : بو على در يك معناى كلّى استعمال شده است .