تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
امّا توجيهى كه محقّق اصفهانى رحمه الله در رابطه با كلمهء « نفس الأمر » بيان كرد توجيه صحيحى نيست . زيرا مقصود مرحوم آخوند از كلمهء « نفس الأمر » معناى اعمى است كه هم شامل واقعيات مىشود و هم عالم اعتبار را در بر مىگيرد ، و اين كه مرحوم آخوند به جاى استفاده از كلمهء « واقع » عنوان « نفس الأمر » را به كار برده و مىفرمايد : « جمله‌هاى انشائيه ، معانى خود را در « نفس الأمر » ايجاد مىكنند » ، بدان جهت است كه « نفس الأمر » ظرف ايجاد و وجود است يعنى معانى اين صيغ ، در واقع تحقّق پيدا نمىكند . اين‌گونه نيست كه در واقع يك تحوّل تكوينى خارجى يا ذهنى به‌وجود آيد . و همان گونه كه اشاره كرديم ، نفس الأمر داراى معناى وسيعى است كه هم عالم واقع را شامل مىشود و هم عالم اعتبار را . بنابراين ، توجيهى كه محقّق اصفهانى رحمه الله در رابطه با « نفس الأمر » فرمود ، توجيه صحيحى نخواهد بود . محقّق اصفهانى رحمه الله فرمود : علقهء وضعيه سبب به‌وجود آمدن ارتباط بين لفظ و معنا شده است و اين ارتباط به حدّى شديد است كه گويا در مرحلهء ماهيتِ لفظ نيز چنين ارتباطى بين لفظ و معنا وجود دارد . يعنى در تمام مراحل بين لفظ و معنا اتّحاد وجود دارد . درحالىكه خود محقّق اصفهانى رحمه الله اعتراف دارد كه وقتى گفته مىشود : « وجود لفظْ وجود معناست » ، آنچه بالذات وجود دارد لفظ است و وجود براى معنا تبعى و بالعرض است زيرا وجود استقلالى معنا يا بايد در عالم خارج باشد يا در عالم ذهن . و وجود معنا به واسطهء لفظ ، وجود تبعى و عرضى و در مقابل وجود خارجى و ذهنى است . و اين وجود ، ربطى به عالم ماهيت ندارد و برفرض كه به عالم ماهيت ارتباط پيدا كند نمىتوان آن را تفسير براى « نفس الأمر » قرار داد . « نفس الأمر » براى اين است كه ظرفِ وجود را تعميم دهد كه هم شامل واقع شود و هم شامل اعتبار . و اگر چنين هدفى در كار نبود انگيزهء ديگرى براى ذكر « نفس الأمر » وجود نداشت بلكه مرحوم آخوند مىفرمود : « جمل انشائيه ، معانى خود را در واقع ايجاد مىكنند » و شما هم مىتوانستيد وجود لفظىِ معنا را به عنوان وجودى تبعى و عرضى براى معنا در ظرف واقع مطرح كنيد .