تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
كلام مرحوم آخوند نظر به مطلب فوق داشته است . در اين صورت ، ما از ايشان سؤال مىكنيم : آيا وجود حقايق منحصر در اين چهار وجود است يا اينكه كلّى وجود ، منحصر در اين چهار وجود است اگرچه از حقايق هم نباشد ؟ به عبارت ديگر : آيا شما براى ملكيتى كه به سبب حيازت يا ارث حاصل شده ، وجودى را قائليد يا آن را فرضى مىدانيد ؟ بدون ترديد ، نمىتوان وجود ملكيت را انكار كرد ، درحالىكه وجود چنين ملكيتى داخل در اقسام چهارگانهء وجود نيست . به‌همين‌جهت ، مرحوم محقّق اصفهانى ناچار است در مقام جمع بين اين دو مسئله - انحصار وجود در چهار قسم و وجود ملكيت در مورد حيازت و ارث - بگويد : تقسيم وجود به اقسام چهارگانه ، مربوط به حقايق و ماهيات است ولى امور اعتبارى ، در مقسم آن اقسام چهارگانه وارد نيست . و اگر ايشان چنين توجيهى را نپذيرد ، راهى جز اين ندارد كه چنين ملكيتى را به عنوان وجود پنجم بپذيرد . حال همين مطلب را در مورد « وجود انشائى » - كه مرحوم آخوند فرمود - مطرح كرده مىگوييم : « مرحوم آخوند » نمىخواهد « وجود انشائى » را داخل در اقسام « وجود حقيقى » بداند بلكه ايشان « وجود انشائى » را به عنوان امرى اعتبارى مطرح مىكند . پس به مرحوم اصفهانى مىگوييم : شما اگر قائليد كه در مورد حيازت و ارث ، چيزى به عنوان « وجود ملكيت » مطرح است به هر صورتى كه در اينجا « وجود ملكيت » را حلّ مىكنيد ، « وجود انشائى » در كلام مرحوم آخوند نيز به همان صورت حلّ مىشود . بنابراين مراد مرحوم آخوند از « وجود انشائى » همان « انشاء ملكيت » است . حال اگر « وجود انشائى » را در رابطه با « مفهوم طلب » توسعه دهيم ، وجود انشائى در عرض « وجود خارجى » و « وجود ذهنى » طلب نخواهد بود بلكه وجود انشائى مربوط به عالم اعتبار و آن دو وجود مربوط به واقعيت است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 386 | الشيخ فاضل اللنكراني