تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣

معنا حمل كنيم ، زيرا در غير اين صورت كلام ايشان قابل تصوّر نيست . محقّق اصفهانى رحمه الله مىفرمايد : آنچه ما در مورد اقسام وجود شنيده‌ايم اين است كه وجود بر چهار قسم است : 1 - وجود عينى ( خارجى ) ، 2 - وجود ذهنى كه مربوط به نفس است ، 3 - وجود لفظى ، 4 - وجود كتبى ، و ما وجود پنجمى به عنوان « وجود انشائى » را تاكنون نشنيده‌ايم و آن را نمىپذيريم . و مراد مرحوم آخوند از « وجود انشائى » همان « وجود لفظى » است . يعنى همان گونه كه ماهيت به واسطهء « وجود خارجى » و « وجود ذهنى » تحقّق پيدا مىكند به‌واسطهء « وجود لفظى » « 1 » نيز تحقّق پيدا مىكند ، زيرا بين لفظ و معنا ، علقه و ارتباطى وجود دارد كه سبب مىشود با وجود لفظ ، معنا نيز وجود پيدا كند . تنها تفاوتى كه بين « وجود لفظى » با « وجود خارجى » و « وجود ذهنى » مطرح است ، اين است كه در مورد « وجود خارجى » و « وجود ذهنى » ، ماهيتْ حقيقتاً وجود پيدا مىكند ولى در مورد « وجود لفظى » ، ماهيت ، بالعرض تحقق پيدا مىكند . يعنى در اين مورد وجود حقيقى مربوط به خود لفظ است و آنچه حقيقتاً و بالذات وجود پيدا كرده ، لفظى است كه متكلّم به آن تلفظ كرده است و وجود ماهيت ، وجودى تبعى و بالعرض است . اشكال : مرحوم آخوند در كلام خود قيد « في نفس الأمر » را مطرح كرد و اگر معناى « وجود انشائى » همان « وجود لفظى » باشد نيازى به اين قيد نيست . شما كه مىگوييد لفظ وجود پيدا كرده ، آيا در چه ظرفى وجود پيدا كرده است ؟ بدون ترديد وجود لفظ « وجود خارجى » است و با توجّه به اينكه معنا به تبعيت از لفظْ وجود پيدا مىكند ، پس وجود معنا هم « وجود خارجى » است و به تعبير ايشان : « وجود اللفظ في الخارج

هامش
( 1 ) - آنچه در مورد « وجود لفظى » گفته مىشود در رابطه با « وجود كتبى » نيز صادق است .