بررسى خواهد شد ، فعلًا از آن صرفنظر كرده و بررسى آن را به محلّ خود موكول
مىكنيم . جهت دوّم : ما از مرحوم آخوند سؤال مىكنيم : آيا اگر كسى « بعتُ » را به قصد انشاء استعمال كرد ، عقلاء دو اعتبار دارند يا يك اعتبار ؟ وقتى بايع مىگويد : « بعتُ » و مشترى مىگويد : « اشتريتُ » ، آيا غير از اين است كه عقلاء ، ملكيت مشترى را نسبت به مبيع و ملكيت بايع را نسبت به ثمن اعتبار مىكنند ؟ آيا قبل از اين اعتبار ، اعتبار ديگرى به عنوان « وجود انشائى » مطرح است ؟ شما كه مىگوييد : « وجود انشائى ، وجود نفس الأمرى است و وجودى در عالم اعتبار است » ، در پاسخ به سؤال فوق چه جوابى مىدهيد ؟ گفته نشود : « اعتبار وجود انشائى همان اعتبار ملكيت است » . زيرا جواب مىدهيم :
اين حرف با مبناى مرحوم آخوند ، سازگار نيست . بر اساس مبناى ايشان در مورد بيع غاصب - با علم به غصبيت - وجود انشائى بيع تحقق پيدا كرده ولى اعتبار ملكيت تحقق ندارد . بنابراين در مورد بيع صحيح هم نمىتوان گفت اعتبار ملكيت همان اعتبار وجود انشائى است . بلكه بين آن دو ، انفكاك وجود دارد . حال به محقق خراسانى رحمه الله مىگوييم : بنا بر فرمايش شما ، وقتى بايع « بعتُ » را و مشترى « اشتريتُ » را مىگويند ، بايد دو اعتبار عقلايى داشته باشيم كه يكى در طول ديگرى است نه اينكه در رديف هم باشند . اعتبار اوّل ، اعتبار وجود انشائى ملكيت و اعتبار دوّم اعتبار نفس ملكيت است . در حالى كه ما وقتى به عقلاء مراجعه مىكنيم مىبينيم دنبال صيغهء بيع ، دو اعتبار وجود ندارد و همين امر موجب بُعد كلام مرحوم آخوند مىشود .
3 - نظريهء محقّق اصفهانى رحمه الله
مرحوم محقّق اصفهانى در بحث طلب و اراده مطلبى را به عنوان تفسير كلام مرحوم آخوند مطرح مىكند سپس مىفرمايد : ما ناچاريم كلام مرحوم آخوند را بر اين