تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
براى آن ، وجود اعتبارى فرض كرد كه با گفتن « افْعَل » بخواهيم آن وجود را در عالم اعتبار محقّق سازيم . ولى ممكن است مشهور بگويند : « در باب طلب ، نمىتوان ملتزم به انشاء شد و همان گونه كه انشاء در رابطه با ماهيت انسان معنا ندارد و كسى نمىتواند ماهيت انسان را انشاء كند ، در رابطه با طلب نيز كسى نمىتواند ماهيت طلب را انشاء كند . طلب - همانند انسان - داراى وجود خارجى و وجود ذهنى است و چنين چيزى قابل انشاء نيست . بنابراين ، اشكال دوّم در صورتى بر مشهور وارد است كه مشهور ، مفهوم طلب را قابل انشاء بدانند ، در غير اين صورت اشكال وارد نخواهد بود .

2 - نظريهء محقّق خراسانى رحمه الله

محقّق خراسانى رحمه الله مىفرمايد : غير از وجود ذهنى و وجود خارجى و وجود لفظى و وجود كتبى ، وجود ديگرى به عنوان « وجود انشائى » نيز داريم . وجود انشائى عبارت از اين است كه لفظى در معناى خود استعمال شود ولى هدف استعمال‌كننده اين باشد كه آن معنا به نفس همين استعمال تحقّق پيدا كند . مثل اينكه شما لفظ « بعتُ » را در معناى خودش استعمال كنيد و هدفتان اين باشد كه آن معنا - يعنى تمليك - به نفس همين استعمال ايجاد شود ، البته نه در واقع ، بلكه ايجاد شود به وجود انشائى . مرحوم آخوند گويا مىخواهد بفرمايد : وجود انشائى ، مانند ملكيت و زوجيت است . يعنى همان گونه كه ملكيت ، امرى اعتبارى و قائم به غير است ، وجود انشائى نيز امرى اعتبارى است ، مثلًا وقتى « بعتُ » مىگويد ، يك چيزى وجود انشائى پيدا مىكند كه عبارت از ملكيت مبيع نسبت به مشترى است ولى اين‌گونه نيست كه هميشه به دنبال وجود انشائى ، اثر مترتب شود ، در مورد بيع غاصب ، وجود انشائىِ معناى بيع تحقّق پيدا كرده است ولى اعتبار ملكيت تحقّق ندارد چون عقلاء و شارع چنين اعتبارى نمىكنند .