مالك با گفتن « بعتُ » انشاء بيع مىكند بايع غاصب نيز با گفتن « بعتُ » انشاء بيع
مىكند و از نظر انشاء بيع فرقى بين اين دو وجود ندارد . تنها فرقى كه بين اين دو وجود دارد اين است كه بيع غاصب باطل و بيع مالك صحيح است . بطلان بيع غاصب ، به اين معنا نيست كه او انشاء بيع نكرده بلكه به اين معناست كه شارع و عقلاء بر انشاء بيع او ترتيب اثر نمىدهند . حال مىگوييم : اگر از بايع غاصب ، انشاء بيع تحقق پيدا كرده است ، تعريف مشهور براى انشاء صحيح نخواهد بود ، زيرا مشهور مىگفتند :
« انشاء ، استعمال لفظ در معنا به انگيزهء تحقق معنا در عالم اعتبار است » . وقتى اين شخص مىداند كه معنا در عالم اعتبار تحقق پيدا نمىكند و عقلاء و شارع آثار ملكيت و زوجيت را بار نمىكنند ، آيا با علم به اين مطلب باز هم مىتواند بگويد : « من « بعتُ » را در معناى خودش به كار بردهام به اين انگيزه كه شارع و عقلاء معناى آن را اعتبار كنند » ؟ و خلاصه اينكه اگر بخواهيم بگوييم : « در اين موارد انشاء تحقق ندارد » ، اين خلاف وجدان است و اگر بگوييم : « تحقّق دارد » ، تعريف مشهور منطبق برآن نمىباشد . و اين اشكال مسلّمى بر مشهور است . ثانياً : بر اساس حرف مشهور بايد دايرهء انشا محدود به امور اعتباريه باشد درحالىكه در باب طلب گفته مىشود : « طلب داراى دو واقعيت است : 1 - واقعيت خارجى يعنى ارادهء قائم به نفس انسان . 2 - واقعيت ذهنى يعنى تصوّر مفهوم طلب » . تصور مفهوم طلب مثل تصور مفهوم انسان است يعنى همان گونه كه با تصور مفهوم انسان ، واقعيتى ذهنى براى مفهوم ذهنى انسان تحقق پيدا مىكند ، با تصور مفهوم طلب نيز يك واقعيت ذهنى براى ماهيت طلب محقق مىشود . حال جاى اين سؤال است كه آيا انشاء - بنا بر آنچه مشهور فرمودهاند - در رابطه با طلب معنا دارد ؟ مشهور مىگويند : « انشاء عبارت از به كار بردن لفظ در معنا ، به انگيزهء تحقّق معنا در عالم اعتبار است » درحالىكه طلب داراى وجود واقعى و وجود ذهنى است و نمىتوان
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 378
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٧٨