معناى عدم تحقق انشاء از ناحيهء بايع و مشترى نيست » . آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » سپس براى اثبات مدّعاى خود - كه انشاء امرى نفسانى است و لفظ در تحقق آن نقشى ندارد - مىفرمايد : ما از كسانى كه در باب انشاء روى لفظ تكيه دارند و مىگويند : « ايجاد معنا بهوسيلهء لفظ است » ، سؤال مىكنيم : آيا ايجاد معنا توسط لفظ ، مربوط به عالم تكوين است يا مربوط به عالم اعتبار ؟ روشن است كه نمىتوان ايجاد معنا توسط لفظ را مربوط به عالم تكوين دانست ، زيرا لفظ « بعتُ » نه در مشترى تغيير تكوينى ايجاد مىكند و نه در مبيع . و گفتن « اشتريتُ » نه در بايع تغيير تكوينى ايجاد مىكند و نه در ثمن . و نيز نمىتوان ايجاد معنا توسط لفظ را مربوط به عالم اعتبار دانست ، لفظ چه دخالتى مىتواند در عالم اعتبار داشته باشد ؟ همان اعتبار نفسانى بايع و مشترى كافى است كه ملكيت در عالم اعتبار تحقق پيدا كند . بلى ، تنها نقشى كه لفظ دارد اين است كه مىآيد و اعتبار نفسانى را - كه امرى پنهان است - آشكار و ظاهر مىكند . « 1 » بررسى كلام آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » : اوّلًا : آنچه ايشان فرمود ، خلاف وجدان است . ما وقتى به عرف و عقلاء و متشرعه مراجعه مىكنيم ، مىبينيم معاملات آنان به مجرّد اعتبار نفسانى تحقّق پيدا نمىكند . مثلًا در باب نكاح - كه معاطات در آن متصوّر نيست و حتماً بايد لفظ در كار باشد - آيا مىتوان ملتزم شد كه مجرّد موافقت قبلى در تحقق زوجيت كافى است و صيغه هيچگونه نقشى در اين زمينه ندارد بلكه فقط براى پرده برداشتن از انشاء نفسانى بهكاررفتهاست ؟ اگر ما به وجدان خود مراجعه كنيم مىبينيم صيغههاى انشائى جنبهء احداثى دارند نه جنبهء حكايت از چيزى كه حادث شده است . در مورد بيع هم مسئله اينگونه است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 374
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٧٤
هامش
( 1 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 88