تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
يا اينكه انشاء در مرحله‌اى قبل از لفظ تحقق پيدا مىكند و لفظ براى ابراز انشاء استعمال مىشود و در ماهيت انشاء دخالتى ندارد ؟ البته نمىخواهيم بگوييم : « همه جا انشاء با لفظ است » ، بلكه بحث در جايى است كه بخواهيم با لفظ ، انشاء كنيم . اگر در اين مرحله به اين نتيجه رسيديم كه لفظ در تحقق انشاء مؤثر است ، نوبت به مرحلهء دوّم مىرسد كه با اين لفظ در عالم انشاء چه فعل و انفعالى تحقق پيدا مىكند ؟

نظريه آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه »

انشاء عبارت از اعتبارى نفسانى است ولى با توجّه به اينكه « ما في الضمير » انسان معلوم نيست ، لفظ « بعتُ » مىآيد و از آن پرده برمىدارد و مىگويد در نفس بايع ، ملكيت مشترى نسبت به بيع اعتبار شده است . لفظ « اشتريت » در كلام مشترى نيز همين نقش را دارد ، يعنى آن اعتبار نفسانى كه مشترى در مورد ملكيت بايع نسبت به ثمن در نظر گرفته است به‌وسيله « اشتريتُ » ابراز مىشود . پس حقيقت انشاء همان اعتبار نفسانى است كه در قلب طرفين انشاء محقق مىشود . در مورد صلاة هم ، وجوب صلاة با « أقيموا » انشاء نمىشود بلكه در نفس مولا انشاء وجوب صلاة مىشود ، و « أقيموا » آن انشاء قلبى را ابراز مىكند . اشكال : گاهى از اوقات ممكن است بايع در مورد ملكيت مشترى نسبت به مثمن و مشترى در مورد ملكيت بايع نسبت به ثمن ، اعتبارى نفسانى داشته باشند ، ولى شارع و عقلاء ملكيت را اعتبار نكنند ، مثلًا اگر كسى مال غصبى را با علم به غصب به ديگرى بفروشد و مشترى نيز عالم به غصب باشد ، در اينجا اعتبار نفسانى بايع و مشترى مورد امضاى عقلاء و شارع نيست . آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » در پاسخ اشكال فوق مىفرمايد : بحث ما در مورد انشاء است و مىخواهيم بگوييم : « اين بايع غاصب هم انشاء بيع مىكند يعنى در نفس خود ، ملكيت مشترى نسبت به مبيع و ملكيت خودش نسبت به ثمن را اعتبار مىكند و با لفظ « بعتُ » از اين اعتبار نفسانى خود پرده برمىدارد . و امضاء نكردن شارع و عقلاء به