وضع مادّه و هيئت ، وضع سوّمى - در رابطه با خبر و انشاء - براى جمله نيز دارد ؟ اگر
پاسخ اين سؤال منفى است پس چگونه مىتوان خبر و انشاء را از جملهء « بعتُ » استفاده كرد ؟ بلى ، اگر مىتوانستيم بگوييم : « واضع اين هيئت را يكبار براى خبر و يكبار براى انشاء وضع كرده است » ، مشكل حلّ مىشد ولى ما مىدانيم كه وضع در مورد « بعتُ » تفاوتى با وضع در مورد « ضربتُ » ندارد و همان گونه كه در مورد « ضربتُ » نمىتوان ملتزم به دو وضع - يكى براى خبر و يكى براى انشاء - شد در مورد « بعتُ » نيز نمىتوان به چنين چيزى ملتزم شد . بلكه آنچه در مورد « ضربتُ » و « بعتُ » مطرح است وضع « مادّه ضَرْب و بَيْع » و وضع « هيئت متكلّم وحده » براى معانى خود مىباشد . و روشن است كه نمىتوان اين خصوصيت - استعمال در خبر و انشاء - را از مختصات مادّهء « بيع » و يا از مختصات « هيئت متكلم وحده » دانست . پس شما كه مىگوييد : « موضوع له و مستعمل فيه در خبر غير از موضوع له و مستعمل فيه در انشاء است » ، اين تفاوت از كجاى صيغهء « بعتُ » استفاده مىشود ؟ بررسى اشكال : اشكال فوق سبب مىشود كه ما از آنچه در مورد خبر و انشاء گفتيم - يعنى تفاوت معناى « بعتُ خبرى » با معناى « بعتُ انشائى » - و در دورهء قبل نيز آن را تقويت كرديم ، صرف نظر كرده و مسير كلام را در مورد خبر و انشاء تغيير داده و بگوييم : « ضرْب » يك واقعيت است و ما وقتى مىگوييم « ضربتُ » ، از وقوع ضرب در زمان گذشته خبر مىدهيم . ولى وقتى در مقام اخبار مىگوييم : « بعتُ » ، اين جمله در عين حال كه در مقام اخبار استعمال شده ولى از انشاء بيع در زمان گذشته خبر مىدهد ، زيرا بيع بدون انشاء نمىشود . و به عبارت ديگر : مخبرٌ به در « بعتُ اخبارى » عبارت از انشائى است كه در زمان گذشته تحقّق پيدا كرده است . و در حقيقت ، ارتباط با انشاء در رابطه با « بعتُ خبرى » نيز محفوظ است . حال كه چنين است مىگوييم : خصوصيت انشائيت در رابطه با « مادّهء بيع » - با قطعنظر از هيئت - است . « بيع » را در لغت به « مبادلة مال بمال » معنا كردهاند . اين مبادله به معناى مبادلهء مكانى و جابهجا شدن
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 370
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٧٠