« بعيد نيست اختلاف بين خبر و انشاء نيز مانند اختلاف بين حروف و اسماء باشد يعنى خبر و انشاء هم در مراحل سهگانهء « وضع ، موضوع له ، مستعمل فيه » متّحد بوده و فقط از ناحيهء مقام استعمال با يكديگر تفاوت داشته باشند » . « 1 » اگرچه در بيان اين مطلب ، عبارتى ذكر كرده است كه از ظاهر آن برمىآيد « مستعمل فيه » در خبر و انشاء تفاوت دارند ولى ظاهر عبارت ، مقصود ايشان نيست بلكه مراد همان چيزى است كه بيان كرديم .
مراد از خبر و انشاء چيست ؟
جملاتى را كه متكلّم در مقام افادهء مقصودش به كار مىبرد بر سه قسم است : 1 - جملاتى كه فقط در مقام اخبار بهكارمىروند و استعمال آنها در مقام انشاء باطل است ، مثل جملهء « زيدٌ قائمٌ » . 2 - جملاتى كه فقط در مقام انشاء بهكارمىروند ، مثل صيغهء افعل . متكلّم به هر غرضى كه اين صيغه را استعمال كند ، اين صيغه براى انشاء است . خواه وجوب را اراده كند يا استحباب يا جواز و غير آن را ، در همهء اين موارد صيغهء افعل براى انشاء استعمال شده است ، حال گاهى براى انشاء وجوب و گاهى براى انشاء استحباب و گاهى در مقام توهّم حظر استفاده مىشود كه در اين صورت انشاء جواز و مشروعيت فعل است . البته بحث ما در مورد معانى حقيقى صيغه افعل است و الّا معانى ديگرى نيز براى صيغهء افعل وجود دارد كه معانى مجازى مىباشند . 3 - جملاتى كه گاهى در مقام اخبار و گاهى در مقام انشاء استعمال مىشوند ، مثل جملهء « بعتُ داري » . فعل مضارع نيز گاهى بهصورت خبريه و در مقام انشاء بهكارمىرود مثل اينكه شخصى از امام عليه السلام در مورد نماز كسى سؤال مىكند و حضرت در جواب مىفرمايند : « يعيد صلاته » . اين جمله ، اخبار است ولى از آن وجوب استفاده
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 16