تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
حيوان ناطق » ملاك حمل ، اتّحاد ماهوى است و به مفهوم و وجود كارى نداريم ، اگرچه لازمهء اتّحاد در ماهيت ، اتّحاد در وجود هم هست ولى در اين حمل كارى به اتّحاد در وجود نداريم . حال اگر بگوييم : « الإنسان ليس به حيوان ناهق » معناى اين قضيّه سلبيّه ، سلب اتّحاد وجودى نيست بلكه آنچه در اين قضيّه ، سلب مىشود از سنخ همان چيزى است كه در قضيّه « الإنسان حيوان ناطق » اثبات مىشد . يعنى در هر دو ، اتّحاد ماهوى مطرح است ، در اوّلى اتّحاد ماهوى ثابت مىشود و در دوّمى نفى مىشود . بنابراين ، ملاك در قضايا فرق دارد . و حتى در مثل « الإنسان إنسان » كه اتّحاد در مفهوم مطرح است ، مىتوان بر اساس اتّحاد مفهومى ، قضيّه‌اى سالبه تشكيل داد و چنين گفت : « الإنسان ليس به حيوان ناطق » يعنى « انسان » و « حيوان ناطق » اتّحاد مفهومى ندارند و اگر « الإنسان حيوان ناطق » را روى ملاك اتّحاد مفهومى تشكيل داديد ، غلط است ، زيرا اتّحاد « انسان » و « حيوان ناطق » اتّحاد ماهوى است نه مفهومى . پس ملاك در قضاياى سالبه ، سلب اتّحاد و هوهويت است . ولى آن اتّحاد و هوهويتى سلب مىشود كه اگر اين قضيّه سالبه را به موجبه تبديل مىكرديم آن قضيّه موجبه واجد آن هوهويت بود . قضيّه « زيدٌ ليس بقائم » در مقابل « زيدٌ قائمٌ » است و همان گونه كه در قضيّه « زيدٌ قائمٌ » اتّحاد وجودى مطرح است در قضيّه « زيدٌ ليس بقائم » هم نفى اتّحاد وجودى مطرح است .

مباحث خبر و انشاء

پس از بيان مقدّمهء فوق در رابطه با قضاياى حمليّه ، به بحث در مورد خبر و انشاء مىپردازيم . مرحوم آخوند پس از آنكه مبناى خودشان را در رابطه با حروف ذكر كرده و فرمود : « حروف در تمام مراحل سه‌گانهء « وضع ، موضوع له و مستعمل فيه » متّحد مىباشند و اختلاف بين اسم و حرف ، فقط از ناحيهء مقام استعمال است » ، در دنبالهء بحث مىفرمايد :