تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢

قضيّه معقوله تشكيل مىشود . به‌همين‌جهت ، هيچ‌گونه اختلافى بين اين قضايا - در مقام حكايت - وجود ندارد و ما قبل از شروع بحث گفتيم : « اساس در اين قضايا در مراحل سه‌گانه ، همان واقعيت مسئله است . آنچه به عنوان واقعيت است ، آنها هم دنبال واقعيتند » . پس اگر در واقعيت ، نسبت را ملاحظه نكرديم ، معنا ندارد در قضيّه لفظيّه يا معقوله نسبت را ملاحظه كنيم . وقتى مسألهء نسبت كنار رفت ، اين سؤال مطرح است كه ملاك حمل در قضاياى حمليّه چيست ؟ ملاك حمل در قضاياى حمليّه همان چيزى است كه مرحوم آخوند در باب مشتق مطرح كرده است . ظاهر كلام مرحوم آخوند در بحث « استعمال لفظ و ارادهء نوع » اين است كه ايشان كلام مشهور در رابطه با تركّب قضايا از سه جزء را پذيرفته است « 1 » ولى در باب مشتق از اين حرف عدول كرده و صراحتاً ملاك حمل را عبارت از اتّحاد و هوهويت مىداند . « هو » اوّل اشاره به موضوع و « هو » دوّم اشاره به محمول است يعنى موضوع ، اين محمول است و بين موضوع و محمولْ اتّحاد تحقّق دارد . ولى آيا اين هوهويت و اتّحاد چگونه است ؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت : هوهويت داراى مراتبى است : بالاترين مرتبهء آن اين است كه هم در وجود خارجى و هم در مفهوم و هم در ماهيت ، اتّحادْ وجود داشته باشد ، مثل « الإنسان إنسان » . مرتبهء بعدى اين است كه در وجود خارجى و ماهيت ، اتّحادْ وجود داشته باشد ولى در عالم مفهوم ، اتّحادى وجود نداشته باشد ، مثل : « الإنسان حيوان ناطق » .

هامش
( 1 ) - قال : أمّا إطلاقه و إرادة شخصه كما إذا قيل « زيدٌ لفظ » و اريد منه شخص نفسه ففي صحّته بدون تأويل نظر ، لاستلزامه اتّحاد الدالّ و المدلول أو تركّب القضيّة من جزءين كما في الفصول . بيان ذلك : أنّه إن اعتبر دلالته على نفسه حينئذٍ لزم الاتحاد و إلّا لزم تركّبها من جزءين لأنّ القضيّة اللفظيّة على هذا إنّما تكون حاكيةً عن المحمول و النسبة لا الموضوع فتكون القضيّة المحكيّة بها مركّبة من جزءين مع امتناع التركّب إلّا من الثلاثة ضرورة استحالة ثبوت النّسبة بدون المنتسبين . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 20