تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
مىكنيم : شما كه معتقديد در قضيّه حمليّه بايد نسبت وجود داشته باشد آيا در قضيّه « الجسم له البياض » بين موضوع ( الجسم ) و محمول ( له البياض ) نسبتى وجود دارد ؟ بدون شك ، پاسخ مشهور منفى است و نسبتى كه آنها مطرح مىكنند بين « الجسم » و « البياض » مطرح است نه بين « الجسم » و « له البياض » كه به عنوان محمول در قضيّه مطرح است . در جملهء « زيدٌ في الدار » نيز نسبت بين « زيد » و « الدار » مطرح است درحالىكه محمول « في الدار » است نه « الدار » . بنابراين وقتى ما اين‌گونه قضايا را نيز بررسى كنيم ، مىبينيم اگر در آنها برطبق مبناى نحويين ، « كائن » و « ثابت » و امثال اين‌ها را در نظر بگيريم ، نسبتى در آنها وجود ندارد و اگر بر غير مبناى نحويين عمل كنيم ، نسبت موجود در قضيّه نمىتواند به خود قضيّه حمليّه مربوط باشد بلكه مربوط به چيزى است كه خارج از دايرهء عنوان قضيّه حمليّه است . نتيجه اينكه در هيچ‌يك از اقسام قضاياى حمليّه ما نتوانستيم وجود نسبتى را ثابت كنيم كه به خود قضيّه مربوط بوده و بين موضوع و محمول مطرح باشد . علاوه بر اين ، آنچه گفته مىشود در مورد قضاياى موجبه است درحالىكه كلام مشهور در رابطه با وجود نسبت در قضاياى حمليّه ، اطلاق داشته و قضاياى سالبه را نيز در بر مىگيرد . با اين فرق كه در قضاياى موجبه ، يك امر ايجابى نسبت داده مىشود ولى در قضاياى سلبيه ، امرى سلبى .

بررسى كلام مشهور در مورد قضاياى سالبه :

قضاياى سالبه بر دو نوع است : قضيّه سالبه مانند : « زيدٌ ليس بقائم » و قضيّه سالبه مانند : « ليس زيدٌ في الدار » . در قضيّه سالبهء « ليس زيدٌ في الدار » در خارج دو چيز وجود دارد ، يكى « زيد » و ديگرى « دار » ، و از باب مسامحه مىتوان يك نسبت سلبى فرض كرد . ولى در قضيّه سالبهء « زيدٌ ليس بقائم » هيچ ارتباطى بين « زيد » و « قائم » وجود