قضيّه حمليّه به حمل شايع نيز بر دو قسم است : قسم اوّل : قضيّه حمليّهاى است كه موضوع در آن قضيّه ، مصداق واقعى محمول است ، مثل : « زيدٌ إنسان » . آيا اين قضيّه مىخواهد بگويد : « زيد ، كلّى است » ؟ اين كه معنا ندارد . آيا مىخواهد بگويد : « ماهيت زيد همان ماهيت انسان است » ؟ اين نيز صحيح نيست ، زيرا ماهيت زيد با ماهيت انسان تفاوت دارد . پس معناى قضيّه « زيدٌ إنسان » چيست ؟ قضيّه « زيدٌ انسان » مىخواهد بگويد : « زيد مصداق طبيعت انسان است » . و معناى اتّحاد وجودى و اختلاف در ماهيت و مفهوم همين است . زيرا در حمل شايع صناعى ، موضوع و محمول فقط در مقام وجود اتّحاد دارند و در مقام مفهوم و ماهيت با هم مغايرت دارند حال ببينيم آيا در خارج يك « زيد » و يك « مصداق الإنسان » و يك شىء سوّم به نام « نسبت » وجود دارد ؟ خير ، اينگونه نيست بلكه « واقعيت زيد » همان « واقعيت مصداق الانسان » است و در اينجا دو شىء مغاير نداريم كه نسبت بيايد بين آن دو ، ارتباط برقرار كند ، بلكه در اينجا فقط يك واقعيت وجود دارد و آن « واقعيت زيد » است . قسم دوّم : قضيّه حمليّهاى است كه موضوع در آن قضيّه ، مصداق واقعى محمول نيست بلكه فرديّت موضوع براى محمول ، تبعى است و آنچه در حقيقتْ مصداق محمول است چيز ديگرى است كه عارض بر موضوع شده و واسطه در كار است ، مثل :
« الجسم أبيض » . ما اگر ديديم جسمى در خارج ، معروض بياض قرار گرفته سه واقعيت داريم : جسم ، بياض و اتصاف جسم به بياض . واقعيت اتصاف جسم به بياض را دو گونه مىتوان حكايت كرد : الجسم له البياض ، الجسم أبيض . بين اين دو نحوه حكايت ، تفاوت وجود دارد شما وقتى مىگوييد : « الجسم أبيض » ، وجود نسبت و ارتباط واقعى بين جسم و بياض ، مصحّح اين قضيّه نمىشود ، زيرا در اين قضيّه كلمهء « أبيض » محمول واقع شده است نه « له البياض » و « أبيض » يعنى « سفيد » آيا بين « سفيد » و « جسم » مغايرت وجود دارد يا آنچه در خارج سفيد است همان جسم است ؟ به حسب واقعيت اينگونه
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 356
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٥٦