داراى توسعه و اطلاق است . و وقتى كلمهء « انسان » اطلاق مىشود ، خصوصيات صنفيه در آن دخالت ندارد و انسان ، نسبت به اصناف خود - يعنى ابيض ، اسود ، عالم ، جاهل ، صغير ، كبير - داراى توسعه و اطلاق است و همه را شامل مىشود . و وقتى صنف خاصى از انسان - مثلًا أبيض - را در نظر بگيريد ، خصوصيات فرديّه در آن دخالت ندارند و اين صنف نسبت به تمام افراد تحت پوشش خود اطلاق و توسعه دارد . حتّى اگر شما شخص واحدى - مثل زيد - را درنظر بگيريد ، حالات مختلف او - مانند قيام ، قعود ، سجود ، ركوع ، سلامت ، مرض و . . . - در آن دخالتى ندارد و زيد نسبت به همهء اين حالات ، اطلاق و توسعه دارد ، بهگونهاى كه اگر لفظ « زيد » به تنهايى به گوش شما بخورد هيچيك از حالات مذكور به ذهن شما نمىآيد ، زيرا همهء حالات فوق نسبتشان با زيد مساوى است . بنابراين معانى اسميّه چه كلّى باشند چه جزئى داراى اطلاق و توسعه هستند . متكلّم نيز گاهى همين معناى اسمى را - با اطلاقى كه دارد - موضوع حكم
قرار مىدهد ، مثلًا مىگويد : صلِّ . ولى زمان يا مكان يا كيفيت آن را ذكر نمىكند ، و گاهى مىگويد : أكرم زيداً . و زيد را با اطلاقى كه دارد موضوع حكم ( وجوب اكرام ) قرار مىدهد ، زيرا غرض متكلّم اين بوده كه اكرام زيد - در هر حالتى كه باشد - وجوب دارد . ولى گاهى غرض متكلّم - به جهت مصلحتى كه مىداند - اين است كه معناى اسمى را مقيّد كند ، مثلًا مىگويد : أكرم زيداً إن جاءك . كه در اينجا « زيد در صورت مجىء » كه حالت خاصى از زيد است مورد نظر مىباشد . يا مثلًا در مفاهيم كلّيه بهجاى « صلِّ » بگويد : « صلِّ في المسجد » . حال بايد ببينيم در دو مثال فوق ، تقييد از چه چيزى استفاده شده است و به تعبير ديگر : چه چيزى اين تقييد را به معناى اسمى - كه مطلق بود - اضافه كرد ؟ آنچه مىتواند چنين تقييدى را در معانى اسميه ايجاد كند چيزى جز حروف و هيئاتى كه مشابه حروفند - مثل هيئات مشتق ، اضافه و توصيف - نيست .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 330
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٣٠