تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
واقع است . واقعيتْ - يعنى بودن زيد در مدرسه - از ابتداى امر و قبل از اخبار متكلّم ، تضييق داشته است و متكلّم چيزى از جانب خود به آن اضافه نكرده است . بنابراين ، در جملات خبريه هيچ تضييق و تقييدى وجود ندارد . امّا در جملات انشائيه قبول داريم كه وقتى مولا مىگويد : « صلّ في المسجد » ، ماهيت صلاة را به سبب كلمهء « في » مقيّد به « كونها في المسجد » مىكند براى اينكه مىبيند اين حصّهء خاص از صلاة داراى مصلحت است . بدون ترديد ، شما خصوصيت حصّه را امرى واقعى و حقيقى مىدانيد نه امرى تخيّلى و وهمى ، حال اين سؤال مطرح است كه چه چيز سبب مىشود كه ماهيت مطلقهء صلاة را منطبق بر اين حصّهء خاص - كه خصوصيتش يك واقعيت است - بكند ؟ به عبارت روشن‌تر : وقتى صلاة را با مسجد ملاحظه مىكنيم ، مىبينيم نه مسجد حصّه‌اى از صلاة است و نه صلاة حصّه‌اى از مسجد است و هريك از مسجد و صلاة داراى معناى وسيعى مىباشند و بر يكديگر صادق نيستند . و آن حصّهء خاص كه شما برايش واقعيت قائليد همان « وقوع الصلاة في المسجد » است . و مولا همان گونه كه در مقام امر به صلاة ، ماهيّت صلاة را مأمور به قرار مىدهد ولى در مقام امتثال ، همين ماهيت بايد لباس وجود بپوشد ، از نظر خصوصيت حصّه هم همين‌طور است كه مأمور به « الصلاة في المسجد » است و اين مأمور به وقتى تحقق پيدا مىكند كه « الصلاة في المسجد » ايجاد شود . پس اگر ما مسألهء تضييق را در جملات انشائيه ملاحظه كنيم مىبينيم هريك از خصوصيت‌هاى ايجادشده - مثل خصوصيت نوع ، صنف ، شخص - داراى واقعيت است و حروف ، عهده‌دار بيان اين واقعيات مىباشند ولى متكلّم در مقام انشاء حكم آزاد است ، ما نمىگوييم : « موضوع را مقيّد نكند » ، ولى معناى تقيّد اين نيست كه فقط ربطى به مقام اثبات و دلالت داشته باشد ، وقتى مولا مىگويد : « صلِّ في المسجد » ، اين جمله مانند يك جملهء خبريه حكايت مىكند كه « الصلاة في المسجد تكون مطلوبة لي » . و همان گونه كه جملهء خبريه ، حاكى از يك واقعيت بود اين جمله نيز حاكى از يك واقعيت - يعنى رابطه و اضافهء واقعى - مىباشد . شما كه مىگوييد : احكام