تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧

موضوع له آنها خاص بود وضع را پذيرفتيد . ما هرچه فكر مىكنيم تفاوتى بين اينجا و آن دو قسم نمىبينيم . اشكال سوّم بر كلام محقق اصفهانى رحمه الله « 1 » : با مراجعه به استعمالات كلام عرب درمىيابيم گاهى حرف واحدى در استعمالات متعدد به‌صورت استعمال حقيقى و صحيح به كار برده شده است ولى همين حرف در بعضى از اين استعمالات ، بر ارتباط بين موضوع و محمول دلالت دارد و در بعضى ديگر ، ارتباطى وجود ندارد بلكه مسألهء عينيت مطرح است و در بعضى ديگر استحالهء ارتباط تحقق دارد ولى هر سه استعمال ، صحيح و به‌صورت حقيقى است . مثلًا در سه جملهء « الوجودُ للإنسانِ ممكنٌ » و « الوجودُ للَّهِ تعالى ضروريّ » و « الوجودُ لشريك الباري ممتنعٌ » ، حرف لام استعمال شده و استعمال نيز صحيح و حقيقى است . ولى در جملهء اوّل ( الوجود للإنسان ممكن ) بين ماهيت انسان و وجود او رابطه وجود دارد . معناى رابطه اين است كه بين ماهيت و وجود ، مغايرت است و به‌وسيلهء لام ، ماهيتْ اتصاف به وجود پيدا كرده و وجود اضافه به ماهيت پيدا مىكند . ولى در مثال دوّم ( الوجودُ للَّه تعالى ضرورىٌ ) وجودْ عين خداوند است و مغايرتى بين آن دو نيست ، بنابراين بين وجود و خداوند ، رابطه و نسبت و اضافه مطرح نيست . و در مثال سوّم ( الوجودُ لشريك الباري ممتنع ) علاوه بر اينكه رابطه وجود ندارد ، وجود رابطه استحاله دارد و محال است كه شريك البارى اتصاف يا اضافه به وجود پيدا كند . پس شما ( محقق اصفهانى ) كه معتقديد حرف لام براى ارتباط وضع شده ، اين استعمالات را چگونه توجيه مىكنيد ؟ « 2 » پاسخ اشكال سوّم : اگرچه صورت ظاهرى قضيّه « الوجود للإنسان ممكنٌ »

هامش
( 1 ) - اين اشكال از مطالبى است كه آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » در بحث‌هاى آينده براى اثبات مبناى خودشان مورد تأكيد قرار داده و برآن پافشارى مىكنند كه مورد تعرّض ما قرار خواهد گرفت .
( 2 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 72