نظريهء ششم ( نظريهء آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » )
بين معانى حرفيه با معانى اسميه تباين ذاتى وجود دارد و هيچ ربطى بين اين دو وجود ندارد . توضيح : حروف بر دو قسمند : 1 - حروفى كه در مركّبات ناقصه استعمال مىشوند ، مثل : مِن ، إلى ، على و . . . . 2 - حروفى كه بر مركّبات تامّه داخل مىشوند ، مثل : حروف نداء ، تشبيه ، تمني ، ترجى و . . . . قسم اوّل : براى تضييق مفاهيم اسميه در عالم مفهوم و معنا و تقييد آنها به قيودى كه خارج از حقيقت آنهاست وضع شدهاند . هيئتهاى مشتق ، اضافه ، « 1 » توصيف « 2 » نيز در اين جهت با حروف مشتركند . از اينجا معلوم مىگردد كه معناى اسمى معنايى مستقل و فى نفسه است ولى معناى حرفى معنايى غير مستقل و قائم به غير است . سپس مىفرمايد : مفاهيم اسميه - با قطعنظر از تقييد آنها - از جهات مختلف داراى اطلاق و توسعه مىباشند . خواه اطلاق با لحاظ حصص مُنَوِّعَه باشد يا به نسبت به حصص مُصَنِّفه يا مُشَخِّصَه يا به لحاظ حالات مختلف شخص واحد - از قبيل كمّ و كيف و ساير أعراض و صفات متغير او - باشد . مثلًا وقتى كلمهء « حيوان » اطلاق مىشود ، خصوصيت نوعيه در آن دخالت ندارند و حيوان ، نسبت به انواع تحت آن