كه گاهى در ذهن موجود مىشود و گاهى در خارج » مورد قبول نيست بلكه معناى موضوع له مىتواند جزئى خارجى باشد زيرا تصوّر كردن موجود خارجى بدان معنا نيست كه آن موجود خارجى با حفظ وجود خارجىاش به ذهن آمده است . توضيح : در دو قسم از اقسام وضع - كه مورد قبول آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » قرار گرفته است - موضوع له ، موجود خارجى است . يكى « وضع خاص و موضوع له خاص » و ديگرى « وضع عام و موضوع له خاص » است . شما كه مىگوييد : موجود خارجى نمىتواند در ذهن وجود پيدا كند چگونه اين دو قسم وضع را توجيه مىكنيد ؟ و چرا در اصل امكان اين دو قسم مناقشه نكرديد ؟ بنابراين ، وقتى شما اصل اين دو قسم را پذيرفتيد ، ديگر نمىتوانيد كلام محقّق اصفهانى رحمه الله را مورد مناقشه قرار دهيد ، زيرا ايشان مىفرمايد : موضوع له در باب حروف ، واقعيت نِسَب و روابط و اضافات است ولى در اينجا يك معناى كلّى به عنوان ماهيت
كه بتواند به صورت كلّى طبيعى منطبق بر اين واقعيات و نسب شود نداريم . اينگونه نيست كه مفهوم النسبة يا مفهوم الربط يا مفهوم الإضافة يك ماهيتى باشد و مصاديق آن عبارت از نسبتهاى ظرفيت و ابتدائيت و انتهائيت و . . . باشد . بلكه آنچه در اينجا مطرح است مسألهء عنوان و معنون است . و اين غير از كلى طبيعى و افراد است . مثلًا افرادى از مصاديق انسان در يك مجلس اجتماع كردهاند ، اين افراد به اعتبار اجتماع در آن مجلس تحت عنوان « المجتمعون في هذا المجلس » قرار دارند و اين عنوان بر آنها منطبق است ولى اين عنوان ، ماهيت آنها نيست ، جنس و فصل آنها نيست بلكه عنوانِ واحدى است كه حاكى از يكايك افرادى است كه در آن مجلس اجتماع كردهاند . اين عنوان در مقام ترتيب اثر و ترتّب حكم ، كار را آسان مىكند ، مثلًا بهجاى اينكه يكايك افراد مورد خطاب قرار گيرند و از آنها خواسته شود فردا در ساعت مقرّر در اين مجلس شركت كنند ، حكم را روى عنوانى كه حاكى از همهء آنهاست مترتب ساخته و مىگوييم :
« اجتماعكنندگان در اين مجلس فردا رأس ساعت مقرّر ، در مجلس حاضر شوند » . واضع نيز در مقام وضع حروف يك چنين عنوانى را تصوّر كرده است ، البته نه از اين جهت كه
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٢٥