تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
كرده و يك وجود رابط هم درنظر بگيريد . پس اگر واقعيت چهارم را انكار كنيد بايد به يكى از دو امر زير ملتزم شويد : 1 - تسلسل ، زيرا براى ايجاد ارتباط بين دو شىء اوّل ، نياز به شىء سوّم داريم و براى ارتباط بين اين سه شىء ، نياز به شىء چهارم داريم و براى ارتباط بين اين چهار شىء نياز به شىء پنجم داريم و . . . . 2 - عدم وجود رابط : در اين صورت ، قضيّه حمليّه كه عنوان « ثبوت شيء لشيء » دارد محقق نخواهد شد . بنابراين شما ناچاريد در قدم اوّل واقعيت روابط و نسب را بپذيريد . ولى اين را بايد توجّه داشت كه واقعيت قسم چهارم ( واقعيت نسب و روابط ) پائين‌ترين مراتب وجود است يعنى مقام آن از مقام عرض هم پائين‌تر است و حتى مفهوم و ماهيت هم ندارد . ولى آيا چگونه مىتوان عدم ماهيت را در اينجا مطرح كرد ؟ محقق اصفهانى رحمه الله مىفرمايد : ماهيت عبارت از چيزى است كه هم بتواند در ذهن موجود شود و هم در خارج ، مثل انسان . ولى آيا مفهوم « ارتباط » مىتواند چنين خصوصيتى داشته باشد ؟ ما وقتى مفهوم « ارتباط » را بررسى مىكنيم مىبينيم « ارتباط » مفهومى مستقل است و مىتواند در ذهن موجود شود ولى اين مفهوم در خارج مصداقى ندارد زيرا آنچه ما در خارج به عنوان « ارتباط » ملاحظه مىكنيم مفهومى وابسته و غير مستقل است . نسبت و ارتباط در خارج فانى در طرفين و فاقد استقلال است . پس چگونه ممكن است چيزى كه از جهت مفهوم استقلال دارد هيچ‌يك از مصاديقش استقلال نداشته باشند ؟ از اينجا پى مىبريم كه مصاديق مفهوم « ارتباط » مانند مصاديق مفهوم « انسان » نيست و اين وجوداتِ خارجى ، ماهيتشان « ارتباط » نيست زيرا ماهيتِ « ارتباط » ، مفهومى مستقل است ولى وجودات خارجى « ارتباط » ، وابسته و غير مستقل مىباشند . واقعيت مسئله اين است كه رابطهء بين مفهوم « ارتباط » و مصاديق آن ، رابطهء بين كلّى و فرد يا ماهيت و مصاديق نيست . بلكه رابطهء بين اين دو ، رابطهء عنوان و معنون