تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨

البارى » وجود داشته باشد تا بتوانيم « ممتنع » را برآن حمل كنيم و قضيّه حمليّه را محقّق سازيم . و كسى نمىتواند بگويد : در اينجا مفهوم ذهنى « شريك البارى » موضوع قضيّه قرار گرفته است . چون « شريك البارى » ذهنى امتناع ندارد و انسان هر لحظه بخواهد مىتواند « شريك البارى » را تصور كرده و به آن وجود ذهنى بدهد . بلكه آنچه در اينجا مورد بحث است وجود خارجى « شريك البارى » است . پس چگونه در اينجا موضوع براى قضيّه حمليّهء موجبه قرار گرفته است ؟ و شما مىگوييد : در قضيّه حمليّه ثبوت شيء لشيء فرع ثبوت المثبَت له . « 1 » محقق اصفهانى رحمه الله مىفرمايد : در اينجا نيز « شريك البارى » عنوان براى « شريك البارى » هاى مفروض الوجود است كه امتناع دارند و اين عنوان موضوع براى قضيّه حمليّه قرار گرفته و « ثبوت شيء لشيء » تحقق پيدا كرده است . سپس مىفرمايد : همين مطلب را در باب حروف نيز پياده كرده مىگوييم : واضع كلمهء « مِنْ » را براى « ابتدا » هاى خارجى - كه واقعيت آنها غير قابل انكار است - وضع كرده است . « 2 » اشكالات آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » به كلام محقق اصفهانى رحمه الله : اشكال اوّل : آنچه ما در فلسفه مشاهده مىكنيم ، فلاسفه وجود را به سه قسم تقسيم كرده‌اند : واجب‌الوجود ، وجود جوهر و وجود عرض . اگرچه بعضى از فلاسفه خواسته‌اند قسم چهارم را نيز اثبات كنند ولى وجود قسم چهارم مورد قبول ما نيست . امّا دليلى كه محقق اصفهانى رحمه الله براى اثبات مدعاى خود در مورد وجود قسم

هامش
( 1 ) - اين مطلب در مورد قضيّه سالبه نيز مطرح است اگر گفتيم : « زيد ليس له القيام » و قضيّه سالبه به انتفاء محمول بود معنايش اين است كه زيد وجود دارد ولى قائم نيست . بلى اگر قضيّه ، سالبه به انتفاء موضوع باشد در آنجا موضوعى وجود ندارد .
( 2 ) - نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 26 - 31
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 318 | الشيخ فاضل اللنكراني