تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
در اينجا سه عنوان به كار برده شده است : دو عنوان شىء و يك عنوان ثبوت . عنوان ثبوت ، در قضيّه حمليّه‌اى مانند « زيدٌ قائمٌ » ، تنها در صورتى آورده مىشود كه مثلًا زيد اتصاف به قيام پيدا كرده باشد ولى اگر هنوز چنين صفتى در او پيدا نشده نمىتوان ثبوت شيء لشيء را مطرح كرد . حال سؤال مىكنيم : آيا در قضيّه حمليّه ، غير از دو شىء ، واقعيت سوّمى هم وجود دارد ؟ اگر بگوييد : واقعيت سوّمى وجود ندارد ، خواهيم گفت : « زيد » قبلًا وجود داشته ، عنوان « قيام » هم قبلًا در جاى خودش و براى خودش وجود داشته ، پس چرا قبل از ايستادن زيد نمىتوان « ثبوت شيء لشيء » را مطرح كرد ؟ حتماً تحوّلى در واقعيت به‌وجود آمده است ، چيزى كه وجود نداشته وجود پيدا كرده است كه شما عنوان « ثبوت شيء لشيء » را به كار مىبريد . حال سؤال مىكنيم : آيا اين واقعيتِ سوّم چيست ؟ و آيا وجود آن مانند دو وجود اوّل است ؟ بديهى است كه وجود واقعيت سوّم ، مانند وجود دو واقعيت ديگر نيست ، زيرا اگر بخواهد مانند آن دو باشد ، ديگر قضيّه حمليّه درست نمىشود و ثبوت شيء لشيء تحقق پيدا نمىكند . آيا با كنار هم گذاشتن سه شىء ، قضيّه حمليّه تشكيل مىشود ؟ جسم در جاى خودش ، بياض هم در جاى خودش ، واقعيت سوم را هم مثلًا سواد فرض مىكنيم ، اين ارتباطى به جسم پيدا نمىكند . بنابراين ، واقعيت سوّم را اگر حتّى بخواهيد به عنوان واقعيت عرضى هم مطرح كنيد كه يك جوهر داشته باشيم و دو عرض ، معنايش اين است كه اين‌ها فاقد ارتباطند و براى تحقق « ثبوت شيء لشيء » نياز به يك رابط داريم . اكنون بحث را در مورد رابط دوّم مطرح مىكنيم آيا اين رابط ، قسم چهارمى از وجود است يا داخل در همان قسم سوّم است و استقلال دارد - هرچند در عالم مفهوم - ؟ اگر بگوييد : همان قسم سوّم است و استقلال دارد ، معنايش اين است كه چهار شىء بدون ارتباط در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند . و اگر آن ارتباط را واقعيت چهارمى بدانيد مىگوييم : از اوّل همين حرف را بزنيد . چرا شما سه شىء تصور مىكنيد ؟ همان دو شىء - كه فرضاً يكى از آنها جوهر و ديگرى عرض بود - را تصور