تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩

چهارم ارائه كرد « 1 » از نظر ما مخدوش است ، زيرا ما نيز وجود مغايرت بين قضيّه مشكوكهء « الجسم له البياض » با دو قضيّه متيقّنه « الجسم موجود » و « البياض موجود » را قبول داريم ولى چه كسى گفته است : اين مغايرت حتماً بايد در خارج باشد ؟ ما اين مطلب را قبول نداريم بلكه مغايرت ذهنى را نيز كافى مىدانيم و براى آن نظايرى سراغ داريم . مثلًا شما يقين داريد انسانى در خانه وجود دارد ولى نمىدانيد اين انسان زيد است يا بكر ؟ ما در اينجا دو قضيّه داريم : يكى قضيّه « الإنسان موجود في الدار » كه قضيّه‌اى يقينى است و ديگرى قضيّه « زيد موجود في الدار » كه براى ما مشكوك است . بدون شك بين اين دو قضيّه مغايرت وجود دارد ولى مغايرت آنها ذهنى است ، زيرا وجود خارجى كلّى طبيعى همان وجود افرادش مىباشد و بين انسان و زيد در خارج مغايرتى وجود ندارد بلكه بين آن دو اتّحاد برقرار است . و مغايرت در ذهن است و همين اندازه براى تحقق مغايرت كافى است . « 2 » پاسخ اشكال اوّل : مرحوم اصفهانى ادعا كرد بين قضيّه متيقّنه و قضيّه مشكوكه بايد مغايرت وجود داشته باشد ولى منظورشان اين نبود كه هركدام از اين دو قضيّه بايد وجود مستقلّى داشته باشند . بلكه مقصود ايشان اين بود كه حقيقت و واقعيت اين دو قضيّه با يكديگر فرق دارد . اگرچه يكى از اين‌ها فانى در ديگرى است و اضافه به ديگرى دارد و متقوّم به آن است ولى فانى بودن و اضافه و تقوّم ، واقعيّت را از آن وجودِ مضاف نفى نمىكند . بنابراين ، در اينجا دو واقعيت و دو حقيقت وجود دارد ولى نه با وجود مستقل . اصولًا اگر گفته شود : « قضيّه متيقّنه بايد با قضيّه مشكوكه تغاير داشته باشد » ، بايد

هامش
( 1 ) - يادآورى : دليل اوّل محقق اصفهانى رحمه الله اين بود كه اگر مىدانيم رنگى براى رنگ‌آميزى ساختمان آورده شده ولى شك كنيم كه آيا ساختمان رنگ‌آميزى شده يا نه ؟ در اينجا دو قضيّه متيقّنه و يك قضيّه مشكوكه داريم . قضيّه « الجسم موجود » و « البياض موجود » براى ما يقينى است ولى قضيّه « الجسم له البياض » براى ما مشكوك است و نمىشود اين قضيّه مشكوكه با آن دو قضيّه متيقّنه اتّحاد داشته باشد بلكه حتماً بايد مغايرت در كار باشد .
( 2 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 70
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 319 | الشيخ فاضل اللنكراني