نظريهء پنجم ( نظريهء محقق اصفهانى رحمه الله )
گفتيم كه مرحوم آخوند در باب حروف مسألهء « لحاظ استقلالى » و لحاظ « حالة للغير » را مطرح كرد . محقق اصفهانى رحمه الله ابتدا اشكالى بر مرحوم آخوند وارد كرده مىفرمايد : طبيعتى كه در ذهن به دو صورت لحاظ مىشود بايد حقيقت و واقعيت خارجى آن نيز به دو
صورت باشد . بنابراين وقتى « ابتدا » گاهى بهصورت « مستقل » و گاهى بهصورت « حالة للغير » ملاحظه مىشود بايد در خارج هم دو نوع « ابتدا » وجود داشته باشد . درحالىكه وقتى به خارج مراجعه مىكنيم مىبينيم در خارج « ابتدا » ى مستقل وجود ندارد و آنچه در خارج تحقق دارد به عنوان « حالة للغير » مىباشد . محقق اصفهانى رحمه الله پس از اشكال بر مرحوم آخوند ، مىفرمايد : در فلسفه وجودات را به چهار قسم تقسيم كردهاند : قسم اوّل : وجود في نفسه لنفسه بنفسه . از اين قسم به « واجبالوجود » تعبير مىكنيم . وجود « فىنفسه » يعنى در وجود خودش استقلال داشته و به چيزى نياز ندارد .
اين قيد براى اخراج قسم چهارم - كه معناى حرفى است - مىباشد ، زيرا معناى حرفى حقيقتى متقوّم به غير است و في نفسه نيست . « لنفسه » براى اخراج اعراض است . اعراض موجوديتى فى نفسه دارند ، يعنى در مقام تصور ، نياز به چيز ديگرى ندارند اگرچه در وجود خارجى نياز به معروض دارند . « بنفسه » براى اخراج موجودات امكانى است ، زيرا « بنفسه » يعنى چيزى كه به علت موجده احتياج ندارد بلكه قائم بالذات است . درحالىكه موجودات امكانى براى وجود خود نياز به علت دارند چون نسبت آنها به وجود و عدم مساوى است . و با توجّه به اينكه ماعداى واجبالوجود ، بقيهء موجودات ممكن مىباشند بنابراين قيد « بنفسه » همهء موجودات ماعداى واجبالوجود را خارج مىكند .