تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧

در مقام استماع فكر مىكند معانى را بدون وساطت الفاظ دريافت مىكند و گويا هيچ‌كدام از متكلّم و مخاطب توجّهى به الفاظ ندارند ، معانى حرفى نيز فانى در معانى اسمى مىباشند و آنچه انسان در تركيبات با آن برخورد مىكند معانى اسمى مىباشند و نقش حروف ، ايجاد ارتباط بين معانى اسمى است . محقق نائينى رحمه الله براى تأييد كلام خود به روايت زير استناد كرده است كه منسوب به امير المؤمنين عليه السلام است : « الاسم ما أنبأ عن المسمّى ، و الفعل ما أنبأ عن حركة المسمّى ، و الحرف ما أوجد معنىً في غيره » . « 1 » در روايت ، هم كلمهء « أوجد » آمده و هم معناى حرف را مقيد به « في غيره » كرده است يعنى اين معنا در غير خودِ حرف است و استقلالى ندارد . « 2 » بررسى كلام مرحوم نائينى : بررسى جزئيات كلام محقق نائينى رحمه الله ثمرهء مهمى ندارد و منجرّ به طولانى شدن بحث مىگردد ولى دو اشكال اساسى بر كلام ايشان وارد است : اشكال اوّل : در جملات خبريه كه در آنها حرفى از حروف به‌كاررفته ، متكلّم از يك واقعيتى خبر مىدهد كه به لحاظ تطابق و عدم تطابق خبر با آن واقعيت ، خبر به صدق يا كذب اتصاف پيدا مىكند ، مثلًا در جملهء « زيدٌ في المدرسة » بايد واقعيت قبل از اخبار را ملاحظه كرده و خبر را با آن بسنجيم تا صدق و كذب آن معلوم گردد . وقتى واقعيت قبل از اخبار را ملاحظه كرديم و ديديم زيد در مدرسه است ، بدون ترديد در اينجا علاوه بر واقعيت « زيد » و واقعيت « مدرسه » واقعيت سوّمى به عنوان « وجود زيد در مدرسه » نيز تحقق دارد ، واقعيتى كه قبل از آمدن زيد به مدرسه وجود نداشت و به مجرّد بيرون رفتن زيد از مدرسه ، از بين خواهد رفت . اين سه واقعيت حتى قبل از مقام

هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 40 ، ص 162 ( باب 93 من تاريخ أمير المؤمنين عليه السلام )
( 2 ) - فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 37 - 51
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 307 | الشيخ فاضل اللنكراني