بدانيد بايد استعمال « مِنْ » در « ابتداء » و عكس آن را بهطريقاولى صحيح بدانيد ، « 1 » هرچند اسم آن را استعمال حقيقى نگذاريد . ولى بههرحال ، از استعمال مجازى بالاتر است و شايد عنوان سوّمى - بين استعمال حقيقى و مجازى - پيدا شود . در نتيجه ، ما نمىتوانيم كلام مرحوم آخوند را بپذيريم ، زيرا اين معنا كه استعمال « مِنْ » به جاى « ابتداء » و عكس آن ، باطل است ، امرى مسلّم و مورد قبول است ولى كلام مرحوم آخوند نمىتواند آن را اثبات كند . اشكال دوّم : آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » مىفرمايد : از كلام مرحوم آخوند استفاده مىشود كه معناى اسمى ، يك معناى استقلالى و مقصود به ذات است ولى معناى حرفى معنايى تبعى و غير مقصود به ذات است . درحالىكه هر دو طرفِ اين كلام ، مورد نقض قرار گرفته است چون اين مطلب در همهء معانى اسمى و معانى حرفى جريان ندارد و ما در اينجا به دو مورد نقض اشاره مىكنيم : نقض اوّل : در مواردى مشاهده مىكنيم معناى اسمى « 2 » بهكاررفتهاست ولى جنبهء طريقيت دارد نه موضوعيت ، مثلًا در آيهء شريفهء : ( كُلوا و اشربُوا حتّى يَتَبَيَّنَ لكُم الخيطُ الأبيضُ من الخيطِ الأسودِ من الفجر . . . ) « 3 » گفته شده است : « تبيّن طلوع فجر ، به معناى علم به طلوع فجر است و علمى كه در اينجا ذكر شده ، جنبهء طريقيت دارد يعنى آيهء شريفه براى علم موضوعيتى قائل نشده است و چيزى كه داراى عنوان طريقيت باشد استقلال و اصالت ندارد بلكه استقلال ، مربوط به ذى الطريق است » . « 4 »
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 297
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٩٧
هامش
( 1 ) - چون به نظر مرحوم آخوند استعمال مجازى ، استعمال در غير ما وضع له است ولى استعمال « من » در « ابتداء » و عكس آن ، استعمال در ما وضع له است .
( 2 ) - يادآورى : مراد از « اسم » در اينجا اعم از « اسم » و « فعل » اصطلاحى است يعنى « اسم » در اينجا مقابل « حرف » است .
( 3 ) - البقرة : 187
( 4 ) - محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 57