بررسى نقض اوّل : در دورههاى قبل ، اين اشكال آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » را پذيرفته بوديم ولى اكنون با دقت نظر درمىيابيم كه اشكال فوق وارد نيست زيرا :
اوّلًا : دليلى بر طريقى بودن تبيّن در آيهء شريفه نداريم . امام خمينى « دام ظلّه » در رسالهء مختصرى كه در رابطه با طلوع فجر تأليف نموده مىفرمايد : تبيّن در آيهء شريفه ، موضوعيت دارد و كلمهء « من الفجر » به عنوان بيان براى تبيّن است نه اينكه فجر ، واقعيتِ ديگرى باشد كه گاهى تبيّن داشته و گاهى تبيّن ندارد . بر همين اساس ، ايشان در مورد شبهاى ابرى و شبهاى مهتابى - كه مسألهء تبيّن ديرتر تحقق پيدا مىكند - فرمودهاند : « طلوع فجر ، همان موقعى است كه تبيّن تحقّق پيدا مىكند » . در شبهاى مهتابى ( سيزدهم تا بيست و چهارم ) تبيّنِ طلوع فجر حدود بيست دقيقه تا يك ربع تأخير دارد و اگر تبيّن ، جنبهء طريقيت براى طلوع فجر داشت نبايد اين مقدار فاصله وجود داشته باشد . تحقيق اين مسئله ، در فقه ، در باب اوقات نماز است . ثانياً : برفرض كه تبيّن در آيهء شريفه جنبهء طريقيت داشته باشد ، مىگوييم :
طريقيت داشتن تبيّن ، با لحاظ استقلالى آن منافات ندارد زيرا بين مقام استعمال و مدخليت داشتن چيزى در حكم ، تفاوت وجود دارد . و تبيّن در آيهء شريفه هرچند جنبهء طريقيت دارد ولى در مقام استعمال ، تفاوتى با كلمهء « كلوا » و « اشربوا » ندارد و در هر سهء آنها معنا به صورت استقلالى لحاظ شده است . نظير اين معنا در باب قطع نيز وجود دارد ، زيرا گاهى قطع با عنوان طريقيت در موضوع حكم قرار مىگيرد و مثلًا گفته مىشود : « إذا قطعت بوجوب شيء فتصدّق بدرهم » . در اينجا براى جمع بين دو عنوان « طريقت » و « موضوعيت » گفته مىشود :
اگرچه قطع ، به عنوان طريقيت ملاحظه شده ولى از نظر دخالتش در حكم ، جنبهء موضوعيت دارد . يعنى تا وقتى قطع به وجوب شىء حاصل نشود تصدّق واجب نمىشود . و در حقيقت ، متكلّم وقتى مىگويد : « إذا قطعتَ . . . » ، معناى قطع را بهصورت
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٩٨