را به صورت وضع عام و موضوع له عام براى مفهوم « حيوان ناطق » وضع مىكند و ترديدى هم ندارد . دستهاى ديگر از مفاهيم وجود دارند كه لحاظ آنها به دو صورت ممكن است و از نظر استعمال نيز هر دو نوع آن مورد نياز است . يكى از اين مفاهيم ، مفهوم « ابتداء » است . واضع ، وقتى با چنين مفهومى برخورد كرده ، براى آن دو لفظ وضع كرده است : يكى لفظ « ابتداء » و ديگرى لفظ « مِنْ » . ولى « ابتداء » را براى جايى وضع كرده كه مستعمِل با نظر استقلالى به مفهوم نگاه كند ، يعنى « ابتداء » در اينجا مقابل « انتهاء » لحاظ مىشود نه « ابتداى مضاف به چيز ديگر و وصف براى غير » . و « مِنْ » را براى جايى وضع كرده كه مستعمِل نمىخواهد مفهوم « ابتداء » را به صورت مستقل لحاظ كند بلكه مىخواهد اين مفهوم را به عنوان « حالت و آلت و وصف براى غير » ملاحظه كند . بنابراين ، موضوع له در « ابتداء » و « مِنْ » و نيز مستعمل فيه در اين دو ، همان مفهوم « ابتداء » است . و از اين جهت ، تفاوتى بين آنها وجود ندارد . و تفاوت ، تنها در اين است كه محدودهء هركدام با محدودهء ديگرى فرق دارد . يعنى واضع ، محدوده را مشخص كرده نه اينكه چيزى را شرط كرده باشد . اگرچه از كلمات بعضى از محشّين « 1 » استفاده مىشود كه نظر مرحوم آخوند به احتمال اوّل بوده است ولى بهنظر مىرسد احتمال دوّم مورد توجّه مرحوم آخوند بوده است . مؤيّد اين مطلب اين است كه مرحوم آخوند هم در اينجا و هم در بحث مشتق - كه بحث حروف را به جهت مناسبت مورد بررسى قرار مىدهد - مىفرمايد : استعمال لفظ « مِنْ » به جاى « ابتداء » و برعكس آن ، استعمال در غير موضوع له نيست بلكه استعمال به غير ما وضع له است يعنى استعمال به غير نحوى است كه
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 295
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٩٥
هامش
( 1 ) - ظاهرا مراد حضرت استاد « دام ظلّه » ، مرحوم مشكينى در حاشيه بر كفاية الاصول است . رجوع شود به : كفاية الاصول با حواشى مرحوم مشكينى ، ج 1 ، ص 15