تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
شىء بر نفس خود بوده و محال است ، زيرا لحاظِ داخل در معنا ، مقدّم بر لحاظِ مربوط به استعمال است و اگر بنا باشد همين لحاظ براى مقام استعمال هم كافى باشد ، لازم مىآيد اين لحاظ ، از يك نظر در رديف معنا و از يك نظر در رتبهء متأخر از معنا قرار گيرد . در نتيجه ، اين حرف مشهور نحويين كه مىگويند : « معناى حرفى يك معناى جزئى است » و ظاهرشان اين است كه مراد از جزئيت « جزئيت ذهنيه » است ، مستلزم وجود سه لحاظ در معانى حرفى است و اين خلاف وجدان است . به‌همين‌جهت ، مرحوم آخوند به شدّت آن را ردّ كرده و مطلب ديگرى را اختيار مىكند .

2 - مطلبى كه مرحوم آخوند اختيار كرده است

مرحوم آخوند ، پس از ردّ نظريهء مشهور نحويين مىفرمايد : بين « مِنْ » و « ابتداء » - كه اسم است - در تمام مراحل سه‌گانهء وضع و موضوع له و مستعمل فيه اتّحاد وجود دارد . اشكال : اگر بين ابتداى اسمى و معناى « مِنْ » ترادف وجود داشته باشد ، بايد استعمال هريك در مقام ديگرى صحيح باشد درحالىكه ما در خارج مىبينيم مواردى كه استعمال كلمهء « ابتداء » صحيح است ، استعمال كلمهء « مِنْ » صحيح نيست و مواردى كه استعمال كلمهء « مِنْ » صحيح است استعمال كلمهء « ابتداء » صحيح نيست ، مثلًا در جملهء « ابتداء السير كان من البصرة » نمىتوان به‌جاى « ابتداء » كلمهء « مِنْ » و به‌جاى « مِنْ » كلمهء « ابتداء » را به كار برد . و يا در روايت شريفهء « كلّ أمر ذي بالٍ لم يبدأ فيه ببسم اللَّه فهو أبتر » « 1 » آيا مىتوان به‌جاى « يبدأ » كلمهء « مِنْ » گذاشت ؟ بدون شك ، چنين چيزى درست نيست . پاسخ : مرحوم آخوند در پاسخ اشكال فوق بيانى دارد كه مراد ايشان خيلى روشن نيست و احتمالاتى در آن جريان دارد كه دو احتمال آن مهم است و درحقيقت ، نظريهء

هامش
( 1 ) - لئالي الأخبار ، ج 3 ، ص 343
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 292 | الشيخ فاضل اللنكراني