تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
از يكى از مواد استفاده كنيم ، مثلًا براى بيان هيئت فاعل چاره‌اى نيست جز اينكه از مادّه‌اى مثل « ف ، ع ، ل » استفاده كنيم . ولى در وضع « ض ، ر ، ب » هيچ هيئتى ملاحظه نمىشود و خود مادّه براى بيان اين امر كافى است زيرا مادّه ، اصالت داشته و به هيئت نياز ندارد . ولى هيئت - حتى در مقام وضع - نياز به مادّه دارد . با توجّه به مطلب فوق مىگوييم : اگر مادّه ، معيّن باشد « وضع شخصى » است چون براى وضع ، نياز به هيئت نداريم و اگر هيئت ، معيّن باشد « وضع نوعى » است زيرا براى بيان وضع به مادّه نياز داريم . يعنى در حقيقت ، وقتى واضع مىخواهد هيئت « فاعل » را براى كسى كه متلبس به مبدأ است وضع كند يك عنوان كلّى و جامع عنوانى را ملاحظه مىكند و كلمهء « فاعل » را به عنوان بيانگر اين جامع عنوانى مطرح مىكند . ذكر اين نكته لازم است كه مطلب فوق ، ثمرهء عملى ندارد و تنها اصطلاحى است كه در علم اصول مطرح شده است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 282 | الشيخ فاضل اللنكراني