تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥

مستعمل فيه در آنها هم عام است ، يعنى واضع ، كلّى ابتدا را در نظر گرفته و لفظ « مِنْ » را براى همين معناى كلّى وضع كرده است و در مقام استعمال نيز در همين معناى كلى ، استعمال مىشود . بنابراين ، مراحل سه‌گانهء وضع ، موضوع له و مستعمل فيه در مورد حروف و اسم‌هاى هم سنخ آنها يكسان است ولى مقام استعمال آنها با يكديگر فرق دارد . مرحوم آخوند ، ظاهراً اين قول را از مرحوم رضى « نجم الأئمه » اخذ كرده است ولى اين مسئله در كلام مرحوم رضى روشن نشده است و مرحوم آخوند آن را روشن كرده است . « 1 » كلام مرحوم آخوند ، دو محور دارد : محور اوّل : اشكالى است كه به مشهور نحويين وارد كرده است . محور دوّم : مطلبى است كه خود مرحوم آخوند اختيار كرده است .

1 - اشكال مرحوم آخوند به كلام مشهور نحويين

مشهور نحويين معتقدند : موضوع له در حروف ، خاص است . مرحوم آخوند مىفرمايد : « خاص » به معناى « جزئى » است . تشخّص ، مساوق با وجود است . خصوصيت ، همراه با وجود تحقّق پيدا مىكند . بنابراين مىتوانيم كلمهء « خاص » را برداشته و به‌جاى آن كلمهء « جزئى » را بگذاريم و بگوييم : موضوع له در حروف ، « جزئى » است . اكنون از مشهور نحويين سؤال مىكنيم : مراد شما از « جزئى » چيست ؟ بديهى است كه مشهور نحويين يا بايد بگويند : مراد ، جزئى ذهنى است و يا بگويند : مراد ، جزئى خارجى است و احتمال سوّمى در اين زمينه مطرح نيست . « 2 » و قبلًا

هامش
( 1 ) - در مورد كلام مرحوم رضى ، در ذيل قول سوّم بحث خواهيم كرد .
( 2 ) - در مورد انسان - كه يك مفهوم كلّى است - دو جور جزئيت متصوّر است : الف - جزئيات خارجى كه همان مصاديق خارجى انسان مىباشند . ب - جزئيات ذهنى كه همان تصور مفهوم انسان است ، مثلًا مستعمِل وقتى مىخواهد لفظ انسان را استعمال كند ؛ استعمال ، نياز به تصوّر لفظ و معنا دارد . ما وقتى معناى انسان را تصوّر كنيم ، در ذهن ما وجودى از انسان تحقّق پيدا كرده است ، به‌طورى كه اگر براى بار دوّم تصور كنيم ، يك وجود ثانوى تحقّق پيدا مىكند و . . . تا جايى كه اگر يك متكلّم در سخنرانى خود بيست بار لفظ انسان را به كار ببرد ، بيست وجود ذهنى انسان در ذهن او محقّق شده است و امكان ندارد بدون تصوّر ذهنى معنا ، لفظ را به زبان بياورد و وقتى معنا در ذهن مىآيد ، مثل اين است كه در خارج آمده است . پس همان‌طور كه وجودات خارجى مفهوم انسان داراى تكثرند ، وجودات ذهنى آن نيز به تناسب استعمال و غيره تكثر پيدا مىكنند .