معناى « يك مرد زده شده » مىباشد . صورت چهارم : جايى است كه هيئت ، معين بوده ولى مادّه ، معيّن نباشد ، مثلًا واضع ، « هيئت فاعل » را براى « كسى كه تلبس به مبدأ پيدا مىكند » وضع كرده است ولى در اين هيئت ، مادّهء خاصّى در نظر گرفته نشده است ، حتّى خود مادّهء « ف ، ع ، ل » هم در مسئله دخالت ندارد . بلكه استفاده از مادّهء « ف ، ع ، ل » براى بيان هيئت فاعل از روى ناچارى است و آنچه در وضع نقش دارد نفس هيئت است .
آيا وضع در قسم سوّم و چهارم ، شخصى است يا نوعى ؟
در اينجا سه نظريه وجود دارد :
1 - نظريهء مرحوم آخوند
مرحوم آخوند ، اين مسئله را مطرح نكرده است ولى از توصيفى كه در كلام ايشان ذكر شده ، استفاده مىشود كه ايشان وضع در اين دو قسم را « وضع شخصى » دانسته است . پس در حقيقت ، وضع شخصى سه قسم پيدا مىكند . « 1 »
2 - نظريهء محقق عراقى رحمه الله
محقق عراقى رحمه الله وضع در اين دو قسم را « وضع نوعى » دانسته است . پس به نظر ايشان ، وضع نوعى داراى سه قسم است . « 2 »
3 - نظريهء آيتاللَّه خويى « دام ظلّه »
آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » در اين مقام قائل به تفصيل شده و فرموده است : اگر مادّه معيّن باشد ، « وضع شخصى » و اگر هيئت معيّن باشد « وضع نوعى »
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 24
( 2 ) - مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 71