و اگر جواب دهد : در اينجا كه هزار فرد داريم ، هزار و يك واقعيت وجود دارد ، كه هزار واقعيت آن در رابطه با افراد و يك واقعيت آن به عنوان قدر جامع و منطبق بر افراد بوده كه موضوع له لفظ انسان مىباشد . ظاهر كلام ايشان بر همين معنا دلالت دارد . مىگوييم : اين همان چيزى است كه رجل همدانى به آن ملتزم شده است . محقق عراقى رحمه الله به صراحت فرمود : مسألهء كلى طبيعى ، مسألهء أب و أولاد نيست بلكه مسألهء آباء و اولاد است ، يعنى به عدد هر فرزندى ، پدر تحقّق دارد و اضافه بر اولاد ، ديگر پدرى وجود ندارد . اگر هزار فرزند وجود دارد ، همراه آنان هزار پدر وجود دارد و در كنار آنان يك پدر اضافى كه خالى از ولديت و فرديت باشد وجود ندارد . در حالى كه لازمهء وجود هزار و يك واقعيت در كنار هزار فرد اين است كه آن هزار واقعيت به عنوان فرزندان و آن يك واقعيت ، به عنوان پدر باشد ، پدرى كه ديگر فرزند نيست . و در اين صورت ، مسألهء كلّى طبيعى سر از مسألهء أب و أولاد درمىآورد ، همان چيزى كه محقق عراقى رحمه الله از آن فرار مىكرد . سؤال : ممكن است كسى بگويد : با قطعنظر از كلام مرحوم عراقى رحمه الله ، آيا مسألهء اصالة الوجود - كه مبناى اصلى كلام ايشان است - مورد قبول است يا نه ؟ و اگر مورد قبول است مسألهء كلّى طبيعى و افراد را چگونه حل مىكنيد ؟ جواب : ما از طرفى هر فرد از افراد كلّى طبيعى را تمامِ كلّى طبيعى مىدانيم نه
حصّهاى از آن . زيد يك انسان كامل است نه حصهاى از انسان ، بكر نيز اينگونه است و . . . و از طرفى قائل به اصالة الوجود مىباشيم . معناى اصالة الوجود اين است كه غير از اين افراد ، براى چيز ديگرى نمىتوان واقعيت قائل شد . هزار فرد يعنى هزار واقعيت .
بنابراين در مسألهء فوق ، ما هزار واقعيت انسان يعنى هزار انسان كامل داريم . ما مسألهء آباء و اولاد را - كه مرحوم عراقى قائل بود - قائليم ولى مىگوييم : هر فردى ، از طرفى واقعيتِ انسانيت را دارد و از طرفى خصوصيات و عوارض فرديه را داراست . و همهء افراد
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 268
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٦٨