تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

در مورد كلّى طبيعى و افراد آن ، مطلبى است كه امام خمينى « دام ظلّه » بيان فرموده است كه ما اين مطلب را با تفصيل بيشترى بيان مىكنيم : امام خمينى « دام ظلّه » فرموده است : به اتفاق همه ، قضيّهء حمليّه « زيدٌ انسان » قضيه‌اى صحيح بوده و حمل آن ، حمل شايع صناعى است يعنى ملاك در اين حمل ، اتّحاد در وجود خارجى است . ولى آيا اين اتّحاد بين چيست ؟ وقتى ما « انسان » را به عنوان محمول براى « زيد » قرار مىدهيم ، در معناى « انسان » تصرّفى نكرده‌ايم بلكه « انسان » با معناى واقعى خود با زيد اتّحاد وجودى پيدا كرده است . و زيد در خارج همان انسان كامل است و همان انسان ، موضوع له لفظ زيد است . اينكه در منطق مىگويند : « كلّى طبيعى به وجود فردش يافت مىشود » « 1 » ، به اين معناست كه اگر فردى از افراد كلّى طبيعى در خارج تحقّق پيدا كرد تمام كلّى طبيعى محقق شده است . با پيدا شدن يك فرد از افراد انسان ، تمام انسان تحقّق يافته است ، تمام معنايى كه لفظ انسان براى آن وضع شده ، تحقّق يافته است . و به تعبير ديگر : با پيدا شدن زيد در خارج ، يك انسان كامل تحقّق پيدا كرده است و با تحقّق بكر ، انسان كامل ديگرى تحقّق پيدا كرده است و . . . پس افراد انسان هركدام انسانى كاملند و هركدام آينهء تمام‌نماى كلّى طبيعىاند نه اينكه حصّه‌اى از انسان باشند و اين‌گونه نيست كه بگوييم بايد تمام افراد كلّى طبيعى جمع شوند تا كلّى را نشان دهند . درحالىكه لازمهء فرمايش محقق عراقى اين است كه تا وقتى تمام افراد كلى طبيعى در خارج تحقّق پيدا نكرده‌اند ، كلّى طبيعى نيز تحقّق نيافته است . و اين مسئله ، مورد قبول ما نبوده و در منطق نيز پذيرفته نيست . به‌طور مسلّم ، زيد و عَمرو و بكر ، هركدام تمام انسان مىباشند و قضيّهء حمليّهء « زيدٌ انسان » مجاز نيست و آنچه در خارج با زيد اتّحاد وجودى پيدا مىكند همان

هامش
( 1 ) - المنطق للمظفّر رحمه الله ، ص 101