تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥

سپس گويا كسى از ايشان سؤال مىكند : بالاخره لفظ انسان براى چه چيزى وضع شده است ؟ آيا براى مجموع حصّه‌ها وضع شده است ؟ ايشان در جواب مىفرمايد : واضع - در مقام وضع - لفظ انسان را براى مجموع حصّه‌ها وضع نكرده بلكه براى معناى وسيعى وضع كرده كه بر تمام اين حصّه‌ها منطبق است . يعنى هم بر حصّهء زيديت صدق مىكند هم بر حصّهء بكريت و . . . . مرحوم عراقى سپس در جواب اين سؤال كه واضع چگونه تمام حصص را ملاحظه كرده است مىفرمايد : همان گونه كه در تشكيل قضيّهء حقيقيّه ، ملاحظهء اجمالى افراد موجود و غير موجود كافى است ، در اينجا نيز مىگوييم : در مقام وضع لفظ انسان براى معناى وسيع كه شامل تمام حصص مىشود ، لازم نيست تمام حصصْ مورد ملاحظهء واضع قرار گيرند بلكه ملاحظهء اجمالى حصص كافى است . در نتيجه ، معناى وضع عام و موضوع له عام در مورد انسان اين نيست كه واضع ، ماهيت انسان را در نظر گرفته و لفظ را براى ماهيت - كه امرى انتزاعى و اعتبارى است - وضع كرده است ، بلكه مقصود اين است كه واضع ، مجموعهء حصص را به‌طور اجمال درنظر گرفته و لفظ را براى معنايى كه منطبق بر تمام حصص است وضع كرده است . « 1 » اشكالات كلام محقق عراقى رحمه الله اشكال اوّل : ايشان در مورد كلّى طبيعى فرمود : « هر فرد از افراد كلّى طبيعى داراى حصّه و سهمى از آن مىباشد و افراد متعدّد - به تعداد خودشان - داراى تعدّد حصص مىباشند » . به نظر ما ، اين مطلب در مورد كلّى طبيعى صحيح نيست و تحقيق مطلب

هامش
( 1 ) - مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 72 - 75