« موضوع له لفظ انسان » - و به تعبير ديگر : « همان انسان كامل » - است و در آن ، مسألهء حصّه مطرح نيست . ولى بنا بر فرمايش مرحوم عراقى بايد در قضيّهء « زيدٌ انسان » تصرّف كرده و بگوييم : اين قضيه به معناى « زيد حصّة من الإنسان » است ، زيرا به نظر ايشان بين زيد و انسان كامل ، هيچگونه اتّحاد وجودى تحقّق ندارد . و معلوم است كه در صورت چنين تصرّفى ، مرتكب مجاز شدهايم درحالىكه به نظر ما بين زيد و انسان كامل اتّحاد وجودى تحقّق داشته و قضيّهء حمليّه « زيدٌ انسان » مجاز نيست . البته بايد توجّه داشت كه وقتى گفته مىشود : « هر فردى يك كلّى كامل است » ، با قطعنظر از مفهوم كلّيت مىباشد . يعنى مراد ما ذاتِ كلّى طبيعى است نه مفهوم آن زيرا جايگاه مفهوم كلّى در ذهن است . « 1 » اشكال دوّم : مرحوم عراقى بر اساس مسألهء اصالة الوجود ، قائل شد كه واقعيت انسان - كه همان وجود انسان است - داراى اصالت مىباشد . سپس فرمود : واضع ، لفظ انسان را براى حكايت از آن واقعيت وجوديه وضع كرده است . و وقتى از ايشان در رابطه با آن واقعيت وجوديه سؤال شد فرمود : واقعيت وجوديه عبارت از يك وجود وسيع و منتشر در افراد است . حال از ايشان سؤال مىكنيم : اگر مثلًا افراد انسان در خارج هزار نفر باشند ، آيا چند واقعيت خارجى تحقّق دارد ؟ هزار واقعيت يا بيش از هزار واقعيت ؟ اگر جواب دهد : در اين صورت ، در خارج ، هزار واقعيت خارجى تحقّق يافته است . مىگوييم : پس موضوع له لفظ انسان كجاست ؟ آن موضوع له كه به عنوان يك وجود وسيع منتشر در افراد ، وضع شده و به عنوان قدر جامع مطرح است و داراى واقعيت مىباشد . روشن است كه با توجّه به اينكه ايشان قائل به اصالة الوجود مىباشد نمىتواند بگويد : « موضوع له انسان ، عبارت از ماهيت است » .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 267
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٦٧
هامش
( 1 ) - تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 16 - 19