تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
هو هويت بوده و باطل است ، اگر « انسان » در « زيدٌ انسان » هم به معناى « ماهيت انسان همراه با قيد اطلاق و سريان در افراد » باشد ، در قضيّهء « زيدٌ انسان » نيز ملاك اتّحاد و هو هويت وجود نخواهد داشت ، بلكه بين « زيد » و « انسان » مغايرت تحقّق خواهد داشت . مگر اينكه قائل به مجازيت شويد و بگوييد : هرچند كلمهء « انسان » براى « ماهيت انسان با قيد سريان در افراد » وضع شده است ولى براى حمل « انسان » بر « زيد » ، از قيد اطلاق صرف‌نظر مىكنيم و در حقيقت ، لفظ موضوع براى كلّ را در جزء استعمال مىكنيم و به اين نحو ، اتّحاد و هو هويت را درست مىكنيم . و چنين استعمالى صحيح خواهد بود . در نتيجه ، حمل « انسان » بر « زيد » بنا بر معناى اوّل مستلزم مجازيت نيست ولى بنا بر معناى دوّم مستلزم مجازيت است . 2 - در باب مطلق و مقيّد بحثى مطرح است كه « آيا تقييد مطلق ، مستلزم تجوّز در مطلق است يا نه ؟ » مثلًا اگر مولا در ضمن يك دليل گفت : « أعتق الرقبة » ، و در ضمن دليل ديگرى گفت : « لا تعتق الرقبة الكافرة » ، آيا حمل مطلق بر مقيّد كه نتيجهء آن استعمال « أعتق الرقبة » در « الرقبة المؤمنة » است مستلزم مجازيت است و دليل دوّم به عنوان قرينهء مجاز مطرح است يا اينكه تجوّزى صورت نگرفته است ؟ مرحوم محقق عراقى مىفرمايد : اگر « رقبه » را به صورت اوّل معنا كرده و بگوييم : مراد از « رقبه » همان « ذات رقبه » و « ماهيت آن » بدون قيد است ، در اين صورت ، تقييد مطلق ، مستلزم مجازيت نيست ، زيرا معناى « أعتق الرقبة » اين نيست كه « سواء كانت مؤمنة أم كافرة » بلكه معناى « رقبه » همان « ذات رقبه » است كه معنايى مبهم و مهمل مىباشد . و گويا در اينجا ، تعدّد دالّ و مدلول است ، چون « أعتق الرقبة » اصل وجوب عتق رقبه را بيان مىكند و « لا تعتق الرقبة الكافرة » دلالت مىكند كه اين رقبه ، بايد مؤمنه باشد نه كافره . بنابراين در اينجا هريك از دو دليل ، قسمتى از مقصود را بيان كرده و مجازيتى در كار نيست .