« انسان » تغاير مفهومى دارد ولى اين ، مانع از مرآتيت نيست خصوصاً اگر عنوان « زيد » را برداشته و بهجاى آن عنوان « الإنسان المتخصّص بخصوصيات الزيدية » را قرار دهيم ، اگرچه تقيّد را هم لحاظ كنيم . لازمهء لحاظ تقيّد ، اين است كه ابتدا « الإنسان » را تصوّر كرده و سپس « المتخصص بخصوصيات الزيدية » را لحاظ كرده باشيم . و نمىتوان گفت : ما « الإنسان المتخصّص بخصوصيات الزيدية » را تصوّر كرده ولى « انسان » را تصوّر نكردهايم . بلكه « انسان » تصوّر شده است آنهم نه به تصوّر ثانوى . آيا اگر گفته شود : « رقبهء مؤمنه » ، كسى مىتواند بگويد : معناى « رقبه » - كه مطلق است - به ذهن من نيامد زيرا آنچه به گوش من خورده « رقبهء مقيّد به ايمان » بوده است ؟ اين حرف ، قابل قبول نيست . وقتى كلّى به عنوان مقيّد تصوّر شد ، معقول نيست كه گفته شود : خود عنوان كلّى لحاظ نشده است . و همان گونه كه قبلًا گفتيم : « اولين مرحلهء تحقّق فرديّت ، وجودِ ماهيّت است » و معلوم است كه قبل از اين مرحله ، خود ماهيت مطرح است و ما وقتى مىخواهيم « زيد » را معنا كنيم مىگوييم : « ماهية الإنسان الموجودة المتخصّصة بخصوصيات الزيدية » يعنى ماهيت انسان ، قبل از هر چيز مطرح است . براى تأييد مطلب مثالى ذكر مىكنيم : اگر كسى اسم فرزند خود را « زيد » بگذارد ، « وضع خاص و موضوع له خاص » تحقّق پيدا كرده است . يعنى خصوص همين موجود خارجى تصوّر شده و لفظ براى
همان وضع شده است . در اينجا سؤال مىكنيم : آيا خاص مىتواند حاكى از عام باشد ؟
قائلين به عدم امكان مىگويند : چنين چيزى ممكن نيست و انسانيتِ فرزند ، هيچ دخالتى در تسميهء او ندارد . در حالى كه اگر ، از اين شخص سؤال كنيم چرا اسم فرزندت را « زيد » گذاشتى و مثلًا « اتومبيل » نگذاشتى ؟ در جواب خواهد گفت : « مگر كلمهء « اتومبيل » را روى « انسان » مىگذارند ؟ » . معناى اين حرف اين است كه در نامگذارى « زيد » ، اولين مرحلهاى كه مطرح است « انسانيت او » مىباشد و « وجود » در مرحلهء دوّم و
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 255
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٥٥