تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣

2 - نظريهء قائلين به امكان قسم چهارم

قائلين به امكان قسم چهارم مىگويند : وقوع ، بهترين دليل بر امكان است و چون اين قسم در خارج تحقّق پيدا كرده پس امكان عقلى دارد . مثال روشنى كه در اين زمينه وجود دارد مسألهء نام‌گذارى در مورد اختراعات است . كسى كه ماشينى را اختراع كرده وقتى مىخواهد آن را نام‌گذارى كند در واقع ، جزئى - يعنى اختراع خودش - را تصوّر كرده و لفظ را براى كلّىِ مشابه آن قرار مىدهد و وضع خاص و موضوع له عام تحقّق پيدا مىكند ، و اين خود دليل بر امكان اين قسم است . مثال ديگر : كسى كه لفظ « حيوان » را براى كلّى « حساس متحرك بالإرادة » وضع كرده ، ابتدا ممكن است در بيابان شبحى ديده كه حساس و متحرك به اراده بوده ، با خود گفته اين موجود حتماً تنها نيست و افراد ديگرى هم نظير آن وجود دارند ، پس با ملاحظهء خصوصيات اين فرد ، لفظ « حيوان » را براى كلّى « حساس متحرك بالإرادة » وضع مىكند و در حقيقت ، او يك جزئى را تصوّر كرده ولى لفظ را براى كلّى آن قرار داده است . مرحوم آخوند ، اين قول را به « بعض الأعلام » نسبت داده است كه ظاهراً مراد ايشان مرحوم محقق رشتى صاحب بدائع الأفكار و از شاگردان مرحوم شيخ انصارى مىباشد .

پاسخ مرحوم آخوند به قائلين به امكان قسم چهارم

مرحوم آخوند و جمعى از شاگردان ايشان ، كه قائل به عدم امكان قسم چهارم بودند ، در پاسخ قائلين به امكان فرموده‌اند : « 1 » در اين دو مثال دو تصوّر و دو لحاظ وجود دارد ، زيرا كسى كه چيزى را اختراع

هامش
( 1 ) - مرحوم آخوند به اين مطلب اشاره كرده ولى ديگران تصريح كرده‌اند . رجوع شود به : كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 13