بلى اگر در كنار تصوّر عام ، بتوانيم از راه ديگرى افراد عام را تصوّر كنيم ، وضع براى افراد مانعى ندارد ولى اين فرض داخل در عنوان « وضع عام » نخواهد بود ، زيرا « وضع عام » در صورتى است كه فقط « طبيعت » ، مورد لحاظ و تصوّر قرار گيرد .
بحث دوّم آيا قسم چهارم ( وضع خاص موضوع له عام ) امكان دارد ؟
« وضع خاص موضوع له عام » عبارت از اين است كه واضع در هنگام وضع ، معنايى جزئى و خاص را تصوّر كند ولى لفظ را در برابر معناى عامى - كه اين خاص ، عنوان فرد آن است - قرار دهد .
1 - نظريهء مرحوم آخوند و جمعى از شاگردان ايشان
« 1 » مرحوم آخوند و بسيارى از شاگردان ايشان ، اين قسم از وضع را غير معقول دانسته و معتقدند نمىتوان معناى جزئى را تصوّر كرده و لفظ را براى كلّى آن وضع كرد ، زيرا فرد نمىتواند مرآت براى كلّى باشد . فرد ، فقط حكايت از معناى شخص خود مىكند و نمىتواند از كلّى حكايت كند . به عبارت ديگر : جزئى ، وجودى است كه داراى عوارض و خصوصيات شخصيه است و نمىتواند از غير محدودهء خود حكايت كند . « 2 » بههمينجهت در منطق گفتهاند : « الجزئي لا يكون كاسباً و لا مكتسباً » . « 3 »
هامش
( 1 ) - از جملهء آنان مرحوم مشكينى ، مرحوم قوچانى ، مرحوم بروجردى ، مرحوم اصفهانى و مرحوم عراقى است . رجوع شود به : كفاية الاصول با حاشيهء مرحوم مشكينى ، ج 1 ، ص 12 ، كفاية الاصول با حاشيهء مرحوم قوچانى ، ص 7 و 10 ، لمحات الاصول ، ص 23 ، نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 24 و نهاية الأفكار ، ج 1 ، ص 37 .
( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 10
( 3 ) - شرح المنظومة ، قسم المنطق ، ص 49