تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
وجود طبيعت ، 3 - خصوصيات فرديّه . پس از روشن شدن مقدّمهء فوق ، در جواب دفاع دوّمى كه نسبت به كلام مرحوم آخوند ذكر شده است مىگوييم : شما كه مىگوييد : « طبيعت ، گاهى به عنوان سارى در افراد ملاحظه مىشود » آيا از محدودهء طبيعت و ماهيت ، خارج مىشويد يعنى علاوه بر طبيعت ، چيز ديگرى را ملاحظه مىكنيد يا از محدودهء آن بيرون نمىرويد ؟ اگر از محدودهء طبيعت خارج شويد ، اين از محلّ بحث ما خارج است و اگر در محدودهء طبيعت باقى بمانيد ، در اين صورت سؤال مىكنيم : با توجّه به اينكه اوّلين مرحلهء تحقّق فرديّت ، عبارت از « وجود » است ، شما كه از محدودهء طبيعت خارج نشده‌ايد « وجود » را از كجاى اين « طبيعت » استفاده مىكنيد ؟ وقتى ماهيت انسان - يعنى حيوان ناطق - تمام ملحوظ شما باشد و چيزى غير از حيوان ناطق را لحاظ نكرده‌ايد ، چگونه مىتوانيد از اين « ماهيت » وجود را برداشت كنيد ؟ توضيح اينكه : در فلسفه ثابت شده است كه « نسبت ماهيت به وجود و عدم ، به‌طور مساوى است » ، ماهيت « حيوان ناطق » نه با وجود دوستى دارد و نه با عدم دشمنى دارد بلكه نسبت آن به وجود و عدم به‌طور مساوى است ، به‌همين‌جهت ، ممكن الوجود - براى تحقّق وجودش - نياز به علّت دارد درحالىكه اگر ارتباط ماهيت با وجود ، بيش از ارتباط آن با عدم بود ، وجودِ ماهيتِ ممكنْ نياز به علت نداشت . بنابراين ، اوّلين قدم در باب تحقّق فرديت ، عبارت از وجود است . و وجود ، خارج از دايرهء ماهيت است و با تصوّر ماهيت ، وجود به ذهن ما نمىآيد . در اين صورت چگونه مىتوانيد از دريچهء ماهيت ، به افراد نگاه كنيد ؟ در حالى كه اولين قدم آن - كه مسألهء وجود است - ناقص است . و وقتى اولين قدم ناقص بود چگونه مىتوان مراحل بعدى - يعنى تعدد افراد و خصوصيات فرديه - را در ماهيت ملاحظه كرد ؟ امّا مؤيّدى كه در رابطه با مطلق ذكر كرديم جوابش اين است كه معناى مطلق ، « سريان و جريان در افراد » نيست بلكه مطلق به معناى « تمام الموضوع هو الماهية »